تبليغاتX
اعجازهای قرآن

               

                                                                            اعجاز قرآن

آیا زمان معجزه‌ها سپری شده است؟ و ما دیگر شاهد وقوع آنها نخواهیم بود؟ آیا از آنجا که معجزات انبیای گذشته مربوط به زمان و مکان خاص خودشان بوده است ما باید با استفاده از اسنادی که از گذشته به جا مانده از آن معجزات آگاه شویم تا بتوانیم به آن پیامبران ایمان بیاوریم؟

 در جستجوی یافتن پاسخی مناسب به این سوالات با کتاب آسمانی دین اسلام مواجه می‌شویم. قرآن، تنها کتاب آسمانی است که با صراحت و قاطعیت تمام ادعا می‌کند که معجزه‌ای است جاوید برای تمامی مردم، در هر زمان و هر مکان و با هر ملیتی که دارند.

+ نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 14:12 توسط مالکی |

                                  

                                                                                   قرآن و ادعای اعجاز

همانگونه که می‌دانیم، معجزه امر خارق‌العاده‌ای است که همه افراد بشر از انجام دادن عملی مانند آن ناتوان هستند. کسی که ادعای پیامبری می‌کند با ارائه دادن معجزه، این ادعا را دارد که چون نوع بشر توانایی انجام عملی مانند عمل او را ندارد، بنابراین بایستی عمل او به‌واسطه ارتباطی که با قدرتی مافوق قدرتهای بشری دارد، انجام شده باشد و او آفریننده این عالم است. در واقع خدا خواسته است با دادن این قدرت به او، رابطه بین او و خود را تأیید کند............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 14:8 توسط مالکی |

                 

                                                                     

                                                                         اعجاز قرآن۳

۱- قرآن و اسرار خلقت: گرچه قرآن کتاب علوم نیست و به منظور مسایل علمی نیز نازل نشده است و منظور و هدف قرآن هدایت و رهبری جامعه بسوی سعادت دنیا و آخرت است ولی در عین حال قرآن در بسیاری موارد از این گونه مسایل در راه هدف خاص خود بهره برده است و از آنها به صورت نشانه‌هایی از قدرت لایزال الهی یاد کرده است. لذا در موارد متعددی، اشاره به بسیاری از اسرار خلقت نموده است. این امر خود نشان دهنده آن است که قرآن از سوی کسی نازل شده است که احاطه کامل به اسرار طبیعت داشته است و او کسی نیست جز آفریننده طبیعت. در زیر سه مورد از این اسرار را که در قرآن آمده است، به اختصار بیان می‌نماییم:..........

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 14:5 توسط مالکی |

 

رمزهاي اعجاز آميز قرآن


1- اولين آيه قرآن « بسم الله الرحمن الرحيم » داراي 19 حرف عربي است.
2- قرآن مجيد از 114 سوره تشكيل شده است و اين عدد به 19 قسمت است. (6× 19).
3- اولين سوره اي كه نازل شده است سوره علق (شماره96) نوزدهمين سوره از آخر قرآن است.
4- سوره علق 19 آيه دارد.
5- سوره علق 285 حرف (15× 19) دارد. .........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 11:55 توسط مالکی |

اعجاز عددي قرآن۲

درتاريخ ، كتابي سراغ نداريم كه مانند قرآن طبق يك سيستم عددي تنظيم شده باشد بر اين حقيقت علاوه بر 43 بند پيشين ، موارد زير نيز گواه صادقي است:
الف: كلمه “الله“ 2698 مرتبه در قرآن تكرار شده كه مضربي از عدد 19 است (142 * 19 ) و تعداد حروف “بسم الله الرحمن الرحيم“ نيز 19 مورد مي باشد. مسئله جالب اينكه در سوره اخلاص بعد از “قل هو الله احد “ جمله “ الله الصمد“ آمده در صورتي كه اگر “هو الصمد“ مي آمد ، جمله صحيح بود. از نظر دسترو زباني بايد “هو “ مي آمد اما با اين حال “الله“ آمده است ، اگر بجاي “الله“ “هو“ مي آمد ، سيستم رياضي قران بهم مي ريخت و اين مسئله شباهت زيادي دارد به همان “اخوان“ و “قوم“ در سوره “ق“.
ب: مورد جالب ديگر در سوره مريم حروف مقطعه كهيعص مي باشد كه بصورت حروف آغازين آمده است ، اين حروف در سوره مريم ، بصورت جداگانه ، با اين تعداد بكار رفته اند: حرف “ك“ 137 مرتبه، حرف “ه“ 168 مرتبه ، حرف “ي“ 345 مرتبه ، حرف “ع“ 122 مرتبه، حرف ص“ 26 مرتبه. جمع اين ارقام به اين صورت است:
345+ 168+137+122+26= 897 كه مضروب عدد 19 مي باشد (42*19) يعني مجموع تكرار حروف پنجگانه (ك، ه ، ي ، ع ، ص،) سوره مريم (سوره شماره 19) علاوه بر آنكه برعدد 19 (تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحيم ) قابل تقسيم است، بر عدد 14 (كه تعداد حروف مقطعه است) نيز قابل تقسيم مي باشد(798=57*14).
پ: در قرآن بعضي از كلمات با كلمه هاي ديگر كه از نظر معني با همديگر تناسب دارند يكسان به كار رفته اند. مثلاً :
1- كلمه “حيوه“ 145 بار با مشتقات آن در قرآن بكار رفته است و به همان تعداد (145 بار ) كلمه “موت يا مرگ“ با مشتقاتش بكار رفته است.
2- كلمه “دنيا “ 115 بار و كلمه “آخرت“ هم 115 بار بكار رفته است.
3- كلمه “ملائكه“ 88 بار در قرآن آمده است و كلمه “شياطين“ نيز به همان تعداد 88 بار بكار برده شده اند.
4-“حر“ يعني گرما 40 بار و كلمه “ برد“ يعني سرما نيز 40 بار بكار برده شده اند.
5- كلمه “مصائب“ 75 بار و كلمه “شكر“ نيز 75 بار
6- كلمه زكات 32 بار و كلمه “بركات“ نيز 32 بار .
7- كلمه “عقل“ ومشتقات آن 49 بار و كلمه “نور“ نيز با مشتقاتش 49 بار .
8- كلمه “يوم “ به معني روز و “شهر“ به معني ماه در قرآن به ترتيب 365 بار و 12 بار بكار رفته اند.
9- كلمه “رجل“ به معني مرد 24 بار و كلمه “امرأه “ به معني زن نيز 24 بار در قرآن بكار رفته اند.
10- كلمه “امام“ بصورت مفرد و جمع 12 بار در قرآن آمده است.........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 11:52 توسط مالکی |

 

در مورد واقعه ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱

در يازدهم سپتامبر 2001ميلادي چند هواپيما با برجهاي دوقلوي نيويورك در خيابان جرف هاربا طبقه 109 آن اصابت مي كند كه اين امر موجب بوجود آمدن تشنج هاي سياسي واقتصادي و اجتماعي شد و نشان داد بنيا نهاي چپاول و غارتگري سست و بي پايه مي باشد ؛ كه خداوند سبحان 1400 سال پيش توسط پيامبر خود در قرآن كريم به اين موضوع اشاره مي كند.
سوره توبه ؛ جزء 11 و سوره 9 قرآن كريم مي باشد. روز حا دثه : 11/9/2001
كلمه 2001 آن جرف هار مي باشد. محل برج : خيابان جرف هار
خداوند در آيه 109 سوره به خرابي بنا اشاره مي فرمايد. طبقه اصابت : 109

منبع: اينترنت

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 11:50 توسط مالکی |

 

ترجمه فارسى قرآن

از نسخه تاييد شده انگليسى دکتر رشاد خليفه

ترتيب وحي آيات انگليسي عربي آيات فار سي سوره
۵
The Key
سورة الفاتحة
۷
۱
۸۷
Al-Baqarah
سورة البقرة
۲۸۶
۲
۸۹
The Amramites
سورة آل عمران
۲۰۰
۳
۹۲
Women
سورة النساء
۱۷۶
۴
۱۱۲
The Feast
سورة المائدة
۱۲۰
۵
۵۵
Livestock
سورة الأنعام
۱۶۵
۶
۳۹
The Purgatory
سورة الأعراف
۲۰۶
۷
۸۸
Spoils of War
سورة الأنفال
۷۵
۸
۱۱۳
Ultimatum
سورة براءة
۱۲۷
۹
۵۱
Jonah
سورة يونس
۱۰۹
۱۰
۵۲
Hood
سورة هود
۱۲۳
۱۱
۵۳
Joseph
سورة يوسف
۱۱۱
۱۲
۹۶
The Thunder
سورة الرعد
۴۳
۱۳
۷۲
Abraham
سورة إبراهيم
۵۲
۱۴
۵۴
Al-Hijr Valley
سورة الحجر
۹۹
۱۵
۷۰
The Bee
سورة النحل
۱۲۸
۱۶
۵۰
The Children of Israel
سورة بنى إسرائيل
۱۱۱
۱۷
۶۹
The Cave
سورة الكهف
۱۱۰
۱۸
۴۴
Mary
سورة مريم
۹۸
۱۹
۴۵
Ta-Ha
سورة طه
۱۳۵
۲۰
۷۳
The Prophets
سورة الأنبياء
۱۱۲
۲۱
۱۰۳
The Pilgrimage
سورة الحج
۷۸
۲۲
۷۴
The Believers
سورة المومنون
۱۱۸
۲۳
۱۰۲
Light
سورة النور
۶۴
۲۴
۴۲
The Statute Book
سورة الفرقان
۷۷
۲۵
۴۷
The Poets
سورة الشعراء
۲۲۶
۲۶
۴۸
The Ant
سورة النمل
۹۳
۲۷
۴۹
History
سورة القصص
۸۸
۲۸
۸۵
The Spider
سورة العنكبوت
۶۹
۲۹
۸۴
The Romans
سورة الروم
۶۰
۳۰
۵۷
Luqman
سورة لقمان
۳۴
۳۱
۷۵
The Prostration
سورة السجدة
۳۰
۳۲
۹۰
The Parties
سورة الأحزاب
۷۳
۳۳
۵۸
Sheba
سورة سبأ
۵۴
۳۴
۴۳
Initiator
سورة فاطر
۴۵
۳۵
۴۱
Ya-Sin
سورة يس
۸۳
۳۶
۵۶
The Arrangers
سورة الصافات
۱۸۲
۳۷
۳۸
Sad
سورة ص
۸۸
۳۸
۵۹
The Throngs
سورة الزمر
۷۵
۳۹
۶۰
Forgiver
سورة غافر
۸۵
۴۰
۶۱
Detailed
سورة فصلت
۵۴
۴۱
۶۲
Consultation
سورة الشورى
۵۳
۴۲
۶۳
Ornaments
سورة الزخرف
۸۹
۴۳
۶۴
Smoke
سورة الدخان
۵۹
۴۴
۶۵
Kneeling
سورة الجاثية
۳۷
۴۵
۶۶
The Dunes
سورة الأحقاف
۳۵
۴۶
۹۵
Muhammad
سورة محمد
۳۸
۴۷
۱۱۱
Victory
سورة الفتح
۲۹
۴۸
۱۰۶
The Walls
سورة الحجرات
۱۸
۴۹
۳۴
Q
سورة ق
۴۵
۵۰
۶۷
Drivers of the Winds
سورة الذاريات
۶۰
۵۱
۷۶
Mount Sinai
سورة الطور
۴۹
۵۲
۲۳
The Stars
سورة النجم
۶۱
۵۳
۳۷
The Moon
سورة القمر
۵۵
۵۴
۹۷
Most Gracious
سورة الرحمن
۷۸
۵۵
۴۶
The Inevitable
سورة الواقعة
۹۶
۵۶
۹۴
Iron
سورة الحديد
۲۹
۵۷
۱۰۵
The Debate
سورة المجادلة
۲۲
۵۸
۱۰۱
Exodus
سورة الحشر
۲۴
۵۹
۹۱
The Test
سورة الممتحنة
۱۳
۶۰
۱۰۹
The Column
سورة الصف
۱۴
۶۱
۱۱۰
Friday
سورة الجمعة
۱۱
۶۲
۱۰۴
The Hypocrites
سورة المنافقون
۱۱
۶۳
۱۰۸
Mutual Blaming
سورة التغابن
۱۸
۶۴
۹۹
Divorce
سورة الطلاق
۱۲
۶۵
۱۰۷
Prohibition
سورة التحريم
۱۲
۶۶
۷۷
Kingship
سورة الملك
۳۰
۶۷
۲
The Pen
سورة القلم
۵۲
۶۸
۷۸
Incontestable
سورة الحاقة
۵۲
۶۹
۷۹
The Heights
سورة المعارج
۴۴
۷۰
۷۱
Noah
سورة نوح
۲۸
۷۱
۴۰
The Jinn
سورة الجن
۲۸
۷۲
۳
Clocked
سورة المزمل
۲۰
۷۳
۴
The Hidden secret
سورة المدثر
۵۶
۷۴
۳۱
Resurrection
سورة القيامة
۴۰
۷۵
۹۸
The Human
سورة الإنسان
۳۱
۷۶
۳۳
Dispatched
سورة المرسلات
۵۰
۷۷
۸۰
The Event
سورة النبأ
۴۰
۷۸
۸۱
The Snatchers
سورة النازعات
۴۶
۷۹
۲۴
He Frowned
سورة عبس
۴۲
۸۰
۷
The Rolling
سورة التكوير
۲۹
۸۱
۸۲
The Shattering
سورة الإنفطار
۱۹
۸۲
۸۶
The Cheaters
سورة المطففين
۳۶
۸۳
۸۳
The Rupture
سورة الإنشقاق
۲۵
۸۴
۲۷
The Galaxies
سورة البروج
۲۲
۸۵
۳۶
The Bright Star
سورة الطارق
۱۷
۸۶
۸
The Most High
سورة الأعلى
۱۹
۸۷
۶۸
The Overwhelming
سورة الغاشية
۲۶
۸۸
۱۰
The Dawn
سورة الفجر
۳۰
۸۹
۳۵
The Town
سورة البلد
۲۰
۹۰
۲۶
The Sun
سورة الشمس
۱۵
۹۱
۹
The Night
سورة الليل
۲۱
۹۲
۱۱
The Forenoon
سورة الضحى
۱۱
۹۳
۱۲
Cooling the Temper
سورة الشرح
۸
۹۴
۲۸
The Fig
سورة التين
۸
۹۵
۱
The Embryo
سورة العلق
۱۹
۹۶
۲۵
Destiny
سورة القدر
۵
۹۷
۱۰۰
Proof
سورة البينة
۸
۹۸
۹۳
The Quake
سورة الزلزلة
۸
۹۹
۱۴
The Gallopers
سورة العاديات
۱۱
۱۰۰
۳۰
The Shocker
سورة القارعة
۱۱
۱۰۱
۱۶
Hoarding
سورة التكاثر
۸
۱۰۲
۱۳
The Afternoon
سورة العصر
۳
۱۰۳
۳۲
The Backbiter
سورة الهمزة
۹
۱۰۴
۱۹
The Elephant
سورة الفيل
۵
۱۰۵
۲۹
Quraish Tribe
سورة قريش
۴
۱۰۶
۱۷
Charity
سورة الماعون
۷
۱۰۷
۱۵
Bounty
سورة الكوثر
۳
۱۰۸
۱۸
The Disbelievers
سورة الكافرون
۶
۱۰۹
۱۱۴
Triumph
سورة النصر
۳
۱۱۰
۶
Thorns
سورة المسد
۵
۱۱۱
۲۲
Absoluteness
سورة الإخلاص
۴
۱۱۲
۲۰
The Daybreak
سورة الفلق
۵
۱۱۳
۲۱
People
سورة الناس
۶
۱۱۴

منبع: http://www.efarsi.org/quran/

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 11:32 توسط مالکی |

ترجمه انگليسي سوره حمد به چهار سبك

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴿1﴾

QARIB: in the name of allah, the merciful, the most merciful

SHAKIR: in the name of allah, the beneficent, the merciful

PICKTHAL: in the name of allah, the beneficent, the merciful.

YUSUFALI: in the name of allah, most gracious, most merciful.

الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿2﴾

QARIB: praise be to allah, lord of the worlds,

SHAKIR: all praise is due to allah, the lord of the worlds

PICKTHAL: praise be to allah, lord of the worlds,

YUSUFALI: praise be to allah, the cherisher and sustainer of the worlds;

الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ﴿3﴾

QARIB: the merciful, the most merciful,

SHAKIR: the beneficent, the merciful

PICKTHAL: the beneficent, the merciful.

YUSUFALI: most gracious, most merciful;

مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ﴿4﴾

QARIB: owner of the day of recompense.

SHAKIR: master of the day of judgment

PICKTHAL: master of the day of judgment,

YUSUFALI: master of the day of judgment.

إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ﴿5﴾

QARIB: you (alone) we worship; and you (alone) we rely for help.

SHAKIR: thee do we serve and thee do we beseech for help

PICKTHAL: thee (alone) we worship; thee (alone) we ask for help.

YUSUFALI: thee do we worship, and thine aid we seek.

اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ ﴿6﴾

QARIB: guide us to the straight path,

SHAKIR: keep us on the right path

PICKTHAL: show us the straight path,

YUSUFALI: show us the straight way,

صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ ﴿7﴾

QARIB: the path of those upon whom you have favored, not those upon whom is the anger, nor the astray. (amen please answer)

SHAKIR: the path of those upon whom thou hast bestowed favors. not (the path) of those upon whom thy wrath is brought down, nor of those who go astray

PICKTHAL: the path of those whom thou hast favoured; not the (path) of those who earn thine anger nor of those who go astray.

YUSUFALI: the way of those on whom thou hast bestowed thy grace, those whose (portion) is not wrath, and who go not astray

منبع : http://www.parsquran.com/data/showall.php?lang=eng&user=far&ayat=0&sura=1&quantity=

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 11:29 توسط مالکی |

 

 

 

                                    شهرها و اماكن و كوههايي كه نامشان در قرآن آمده است

نام قديم مدينه است

يثرب

نام ديگر مكه است

بكه

نام محلي است كه مسلمانان با كفار جنگيدند

احد

قريه اي نزديك مدينه كه اولين جنگ مسلمانان با كفار در آنجا واقع شد.

بدر

به مناطق جغرافيايي رجوع كنيد

مصر و بابل

قريه اي است نزديك طائف

حنين

منازلي در ناحيه شام كنار وادي القري مي باشد

حجر

كشور قوم شعيب

الايكة

كوهي كه حضرت موسي از آنجا از طرف خداوند مورد ندا واقع شد

طور سيناء

كوههاي شن ميان عمان و حضر موت

احقاف

نام دره اي است

طوي

نام كوهي كه كشتي نوح در آنجا

قرار گرفت

جودي

بعضي گفته اند نام محلي است كه اصحاف كهف از آن خارج شدند و بعضي گفته اند نام دره اي است

رقيم

محل اصحاب كهف(غار)

كهف

نام قريه اي است

حرد

نام دره اي است

العرم

نام زميني است كه گياه در آن روئيده

نمي شود

جرز

زميني است در يمن كه به اين اسم خوانده مي شود

صريم

 

 

گقته شده نام سرزميني است كه قوم ثمود در آن هلاك شدند

الطاغيه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                  منبع:‌كتاب دانستنيهاي قرآن«مصطفي اسرار»

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 14:9 توسط مالکی |

 

اعداد و شماره هايي كه در قرآن آمده است

 

 

950 سال                 الف سنة الا خمسين   هزار                       الف

بيست                     عشرون                 ده                         عشر

پنج                       خمسة                    پنج يك                  خمس

پنجاه                     خمسين                  پنجهزار                   خمسة آلاف

پنجمين                  الخامسة                 هفتاد سال                حقب

چهار يك                 الربع                     چهار تا چهار تا           رباع

چهارمي                  رابع                      پنجاه هزار            خمسين الف

چهل                      اربعين                   چهار                      اربع

دو                         اثنان                      دوازده                    اثناعشر

دو تا دو تا                مثني                      دويست                   ماتين

دومي                     ثاني                      سه                        ثالث

سه هزار                  ثلاثة آلاف              سه                        ثلاث

سي(30)                  ثلاثون                   سيصد                    ثلاث مائة

شصت                    ستين                     شش                      ستة

صد هزار                  مائة الف                از ده تا چهل             عصبة

نُه (9)                    تسع                      از سه تا 10               بضع

نود و نُه                  تسع وتسعون           نوزده                     تسعة عشر

هزار ها                   الوف                     دو هزار                   الفين

هشت يك                الثمن                     هشت                     ثماني

هفتاد                     سبعون                   هفت                      سبع

يازده                      احدعشر                 يكي                      احد

دو                         الثلثان                    يك سوم                  الثلث

 

 

                                               منبع:‌كتاب دانستنيهاي قرآن«مصطفي اسرار»

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 14:4 توسط مالکی |

                               

    

                                           

 

موضوعاتي كلي در قرآن آمده

 

آقاي « ژول لابوم» دانشمند فرانسوي در كتاب «تفصيل الايات القرآن الحكيم» موضوعات مطرح شده در قرآن را به شرح زير تقسيم كرده است.

 

تعداد آيات                   موضوع           تعداد آيات               موضوع

405                          محمد(ص)         7                         تاريخ

110                          بني اسرائيل       400                      تبليغ

161                          نصاري            1025                    تورات

1102                        توحيد               129                      ماوراء طبيعت

826                          دين                  390                      قرآن

411                          عبادت              1443                    عقائد

848                          نظام اجتماعي     29                       شريعت

9                             تجارت             80                       علوم و فنون

71                           پيروزي            803                      تهذيب اخلاق

 

منبع:‌كتاب دانستنيهاي قرآن«مصطفي اسرار»

 

                                              

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 14:0 توسط مالکی |

 

در قرآن 20 نوع اعجاز وجود دارد

 

1-      اعجاز از نظر بلاغت و معاني و حسن عبارت كه مجموعاً به فصاحت بيان تعبير مي شود.

2-      اعجاز قرآن از نظر معاني، قرآن معاني بلند و مطالب پيچيده را در يك عبارت كوتاه بيان فرموده كه هيچكس قادر به بيان آن نيست و آيات قرآن همه دليل بر صحت اين ادعاست و انتخاب آيه اي از بين آنها و ترجيح آن بر ساير آيات امكان ندارد مگر اينكه از نظر كميت ذكر شود. مانند:

(وَ قيلَ يا اَرضُ ابلِعي ماءَك) و ساير آيات نظير اين آيه.

3-      اعجاز از نظر شيوه و اسلوب و حفظ اعتدال.

4-      اعجاز قرآن از نظر كثرت معاني كه بشر قادر به ايراد آن نيست.

5-      اعجاز قرآن از نظر جمع علوم كه بشر به آن احاطه ندارد.

6-      اعجاز قرآن از نظر برهان و دلايل بر توحيد. تمام آيات الهي در قرآن دال بر توحيد و يگانه پرستي است.

7-      اعجاز قرآن از نظر اخبار گذشته و آينده و قصص امتهاي گذشته.

8-      اعجاز قرآن از نظر علم غيب و احاطه بر اخبار و منويات و انديشه و افكار انسانها.

9-      اعجاز قرآن از نظر خبر دادن از ضمائر قلوب مردم كه جز خدا كسي را بر آن وقوف نيست.

10-  اعجاز قرآن از نظر متانت الفاظ كه جمع بين جَزيل(پيچيده) و سهل كرده.

11-  اعجاز قرآن از نظر تلاوت و پنج خصلت در آن.

12-  اعجاز قرآن از نظر نقل الفاظ مُنزله و معاني، كه فرشته از خدا گرفته و رسول خدا تلفظ كرده و به امت ابلاغ فرموده است.

13-  اعجاز قرآن از نظر معاني مختلف و نزديكي معاني به منظور و مقصود و اقران نظاير آن صور مختلف مانند: وعدو و عيد، ترغيب و ترهيب، ماضي و مستقبل، قصص و مَثَل، حكم و جَدَل، مطلوب و غير متنافر.

14-  اعجاز قرآن در اختلاف آيات كوتاه و بلند كه در عين بلندي يا كوتاهي از اسلوب و اعتدال خارج نشده و در وزن كلام منظوم و عبارات منثور اعتدال لفظ و معني و كلمات و آيات از دست داده نشده است.

15-  اعجاز قرآن از نظر كثرت تلاوت، كه هر اندازه قرآن بيشتر تلاوت گردد نه از فصاحت آن در ذوق سليم كسر مي شود و نه ملالت مي آورد و هر چند بيشتر قرائت شود طبع بشر مايلتر به تلاوت و فهم آن است. گويا هر دفعه كه يك آيه تلاوت شود با رقه اي از نور علم و دانش بر قلب قاري تابش مي كند كه در سابق نظير نداشته است.

16-  اعجاز قرآن از نظر تسهيل قرائت در همه السنه (زبانها) و لهجه هاي متنوع.

17-  اعجاز قرآن از نظر ترتيب كلام، در سخن گفتن نثر، در قدرت هر گوينده هست و مرتبه شعر بالاتر است. كمتر كسي مي تواند سخن فصيحِ منثور بگويد. قرآن در حال نثر و بيان مطالب ساده به قدري داراي انسجام و استحكام الفاظ و معاني و جملات و حفظ ارتباط و اعتدال است كه نظيري براي آن متصور نيست.

18-  اعجاز قرآن از نظر زيادي الفاظ و تغيير كلمات و گوناگون آوردن الفاظ از همه مشتقات ادبي.

19-  اعجاز قرآن از نظر عجز معارضه(ناتواني مقابله كردن) ملل گوناگون با آن كه هر چند كوشش و پشتيباني از يكديگر كردند نتوانستند حتي يك آيه نظير آن بياورند.

20-  اعجاز قرآن از نظر انصراف معرضه(مقابله كردن) بشر با آن، همين كه فصحاء خود را قادر به مقابله با قرآن ندانستند و تسليم شدند.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 13:57 توسط مالکی |

 

 

تعداد كلي آيات ، كلمات، حروف و حركاتي كه در قرآن آمده

 

 

تعداد; نام

6236; آيات

77701; كلمات

323671; حروف

1015030; نقطه

93243; فتحه

39586; كسره

4804; ضمه

48872; الف

3272; همزه

19253; تشديد

1771; مد

5098; محل وقف

 

منبع:‌كتاب دانستنيهاي قرآن«مصطفي اسرار»

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 9:22 توسط مالکی |

 

 

اعضاي بدن كه نامشان در قرآن آمده

 

حسم; اجسام; ج.اذن، گوشها; اذان

ج.رجل،پاها; ارجل; ج.ذقن، زنخ، چانه; الاذقان

ج.اصبع، انگشتان; اصابع; ج.رحم، زهدانها; الارحام

ج.عقب، پاشنه‌ها; اعقاب; ج.صلب، پشتها; اصلاب

ج.عين، چشمها; اعين; جوعنق، گردنها; اعناق

ج.فوه، دهانها; افواه; ج.فؤاد، دلها; افئدة

ج.انمله، انگشتان; الانامل; ج.معاء، روده‌ها; امعاء

ج.يد، دستها; ايدي; بيني; الانف

شكم; بطن; تن; بدن

كالبد; جسد; سر انگشتان; بنان

گردن; جيد; ج.جلد، پوست; جلود

نايف گلو; الحلقوم; رگ گردن; حبل الوريد

بيني; الخرطوم; ج.حنجره، ناي گلو; الحناجر

اشك; الدمع; خون; دم

ج.رقبه، گردنها; الرقاب; سر; رأس

لب; شفة; ج.سوءت، عورت; سوءات

ناخن; ظفر; سينه; صدر

بازو; عضد; پشت; ظهر

ج.عظم، استخوانها; العظام; جانب; عطف

گردن; عنق; خون بسته; علق

دوقاب، دو كعب; الكعبين; دل; قلب

ريش; لحية; گوشت; لحم

موي جلوي پيشاني; ناصية; پاره گوشت; مضغه

رگ; الوريد; رگ جان، شاهرگ; الوتين

 

منبع : دانستنیهای قرآن

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 8:34 توسط مالکی |

 

حيواناتي كه نامشان در قرآن آمده

 

استر; بِغال; شتر; بَعير

ماده گاو; بَقرة; گاو نر; بَقر

مار; الجَان; مار بزرگ; ثُعبان

شترها; جَمال; ملخ; جَراد

اسب نيكو; الجِياد; سگ و مرغ شكاري; جوارح

خر; حِمار; شتر آزاد; حام

ماهي; حُوت; شتران باركش; حَمولة

ماهي ها; حِيتان; مار; حَية

پيل; فيل; خوكها; خَنازير

شير; قَسورة; ميمون; قِرَدَة

سگ; الكلب; شپش; القُمل

اسبان; المُوريات; بز; المَعز

ميش ماده; النَعجة; شتر ماده; الناقة

مورچه; النَمل; زنبور عسل; النَحل

گوسفند ماده; وَصيلة; شانه بسر; هُدهُد

شتر; اِبل; دسته مرغان(پرستو); اَبابيل

پشم شتر; اَوبار; چهار پايان; انعام

قرباني كه به مكه برند; بُدن; شتر ماده; بُحيرة

اسبان; خَيل; پشه; بَعوضة

موريانه; دابةالارض; جنبنده; دابة

گرگ; الذِئب; جنبندگان; دَواب

شتر آزادي كه نذر شده; السائبة; مگس; الذُباب

ميش; ضَأن; اسبانيكه وقت ايستادن نوك سم خود را زمين مي‌گذارند; الصَافنات

اسبان دونده; العاديات; پرنده; طائر

موش صحرائي; العَرم; گوساله; العِجل

كارتنه; عنكبوت; شتران ده ماهه آبستن; العِشار

كلاغ; الغُراب; گاو ميان سال; عَوان

پروانه; فَراش; گوسفند; الغَنم

 

 منبع: دانستنيهاي قرآن

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 8:7 توسط مالکی |

                  

                                                  ادله حرمت ربا در اسلام

تحريم ربا از مسائل مهمّ اسلامى است و بازتاب گسترده‏اى در آيات و روايات دارد. بسيارى از فقهاى بزرگ هنگامى كه وارد اين مبحث شده‏اند تنها به دلايل سه گانه (قرآن و حديث و اجماع) بسنده كرده‏اند در حالى كه تحريم ربا را بى شك با دليل عقل نيز مى‏توان اثبات كرد (به شرحى كه بعداً خواهد آمد).

بنابراين ادله اربعه (قرآن و سنّت و اجماع و دليل عقل) بر تحريم ربا خوارى و اهميّت اين گناه بزرگ گواهى مى‏دهد .

دليل اوّل: آيات قرآن

حداّقل هفت آيه قرآن به وضوح تحريم ربا را ثابت مى‏كند:

1- در آيه 275 سوره بقره مى‏خوانيم: «الذين ياكلون الربا لا يقومون الا كما يقوم الذى يتخبطه الشيطان من المس ذلك بانهم قالوا انما البيع مثل الربا و احل الله البيع و حرام الربا فمن جائه موعظة من ربه فانتهى فله ما سلف و امره الى الله و من عاد فاولئك اصحاب النار هم فيها خالدون »4.

اين آيه نخست به تشريح حال ربا خواران در قيامت مى‏پردازد كه همچون ديوانگان يا افراد مصروع كه نمى‏توانند تعادل خود را حفظ كنند در عرصه محشر وارد مى‏شوند، گامى به جلو بر مى‏دارند وزمين مى‏خورند و بر مى‏خيزند و باز هم گرفتار همان سرنوشت مى‏شوند.

آرى صحنه قيامت كانونى براى تجسمّ اعمال انسانهاست؛ آنها كه تعادل اقتصادى جامعه را در زندگى دنيا از طريق ربا خوارى بر هم زدند در آنجا به صورت مست و مسروع و افراد ديوانه و غير متعادل محشور مى‏شوند، و وضع ظاهرى آنان همه افراد محشر را متوجّه خود مى‏سازد.

اين مجازات دردناك يك دليل بر حرمت رباست .

سپس مى‏افزايد اين مجازات رسوا گر به دليل اين است كه آنها مى‏گفتند: داد و ستد و ربا همانند يكديگر است؛ يعنى هر دو سود آور و هر دو طبق قرارداد انجام مى‏شود (ذلك بانهم قالوا انما البيع مثل الربا).

در حالى كه خودشان هم مى‏دانند چنين نيست، داد و ستدهاى مشروع در مسير منافع جامعه انسانى است و اگرسودى عايد فروشنده يا خريدار مى‏شود سودى هم عايد جامعه مى‏گردد و نيازها بر طرف مى‏شود، در حالى كه ربا خواران همچون زالو خون مردم را مى‏مكند و بى آن كه خدمتى كنند ثروتهاى عظيمى به بار مى‏آوردند. به همين دليل خداوند بيع را حلال و ربا را حرام كرده است (و احل الله البيع و حرم الربا).

بعضى در تفسير جمله بالا اين احتمال را نيز داده‏اند كه اين سخن ربا خواران باشد كه به عنوان اعتراض مى‏گويند: «چرا خداوند داد و ستد را حلال كرده و ربا را تحريم فرموده، در حالى كه هر دو از يك مقوله‏اند» ولى اين تفسير بعيد به نظر مى‏رسد و با سياق آيه سازگار نيست. به هر حال اين تعبير دليل ديگرى بر تحريم رباست .

بعد مى‏افزايد:

هر كس اين موعظه الهى را بشنود و به كار بندد و از رباخوارى باز ايستد بر گذشته او ايرادى نخواهد بود (چرا كه قانون عطف به ماسبق نمى‏شود) و در عين حال كار او به خدا واگذار مى‏شود (كه او را مشمول عفو و بخشش خود گرداند) (فمن جائه موعظة من ربه فانتهى فله ما سلف و امره الى الله )اين تعبير دليل سومى بر تحريم رباست .

و در پايان آيه مى‏فرمايد: ولى هر كس بعد از اين ابلاغ صريح و آشكار به رباخوارى ادامه دهد اهل دوزخ است و جاودانه در آن مى‏ماند (و من عاد فاولئك اصحاب النار هم فيها خالدون) و اين تعبير دليل چهارم مؤكدى بر حرمت رباست. به اين ترتيب آيه فوق با تعبيرات حساب شده، تحريم ربا را به چهار صورت بيان كرده است و جايى براى كمترين ترديد باقى نمى‏گذارد.

سؤال:

در اينجا سؤالى مطرح است و آن اين كه: خلود - يعنى جاودانگى در دوزخ - ويژه كسانى است كه بى ايمان از دنيا بروند، آنها كه با ايمانند ولى مرتكب گناهانى شده‏اند هرگز خلود در دوزخ ندارند، هنگامى كه كيفر گناهان خود را ديدند و ناخالصيهاى آنها بر طرف شد و شايسته بهشت شدند رهايى مى‏يابند و مشمول عفو الهى مى‏شوند.

پس چرا در اين آيه براى ربا خواران خلود و جاودانگى در دوزخ ذكر شده است ؟

پاسخ:

در پاسخ اين سؤال دو راه حل وجود دارد: نخست اين كه گناه ربا خوارى آن چنان عظيم است كه رباخوران دنياپرست از خدا بى خبر سرانجام بى ايمان از دنيا مى‏روند، همان گونه كه درباره ريختن خون بى گناهان در قرآن مجيد آمده كه آنها نيز گرفتار خلود و جاودانگى در دوزخ مى‏شوند: «و من يقتل مؤمنا معتمداً فجزاء ه جهنم خالداً فيها»5.

ديگر اين كه خلود هميشه به معنى جاودانگى نيست بلكه گاه به معنى زمان بسيار طولانى مى‏آيد (ممكن است معنى دوم معنى مجازى باشد كه با قرينه آمده، يا يكى از معانى حقيقى اين واژه باشد) در اين صورت نشان مى‏دهد كه مجازات و كيفر ربا خواران اگر با ايمان از دنيا بروند بسيار طولانى است .

* * *

2- در آيه 276 سوره بقره كه به دنبال آيه فوق آمده مى‏خوانيم: «يمحق الله الربا و يربى الصدقات و الله لا يحب كل كفار اثيم»اين آيه نخست مى‏گويد: خداوند ربا را نابود مى‏كند و كمك به نيازمندان و انفاق در راه خدا را افزايش مى‏دهد. (يمحق الله الربا ويربى الصدقات).

«يمحق» از ماده «محق» به معنى «نقصان» يا «هلاكت» است و آخرماه را از اين جهت محاق مى‏گويند كه هلال ماه به قدرى كوچك مى‏شود كه ناپديد مى‏گردد.

در ميان بزرگان اهل تفسير گفتگوست كه آيه فوق اشاره به نابودى درآمدهاى حاصله از ربا در اين دنياست، يا اشاره به بى ثمر بودن آنها در آخرت است هر چند در راه خدا اتفاق شود و به وسيله آن كارهاى به ظاهر خير انجام گردد؟

هر دو معنى مى‏تواند صحيح باشد زيرا تجربه نشان داده كه اموال حاصل از ربا دوام و بقاء و بركتى ندارد و ربا خواران گرفتار سرنوشت‏هاى شومى مى‏شوند و با وضع بدى از دنيا مى‏روند.

در آخرت نيز روشن است به فرض كه آن اموال را در راه خدا انفاق كرده باشند چيزى عايدشان نمى‏شود چرا كه خداوند جز اموال پاك و حلال را نمى‏پذيرد و اصل قرآنى «انما يتقبل الله من المتقين» همه جا حاكم است.

ربا خوارى فقر و بدبختى مى‏آفريند و جامعه را به تباهى مى‏كشد، تباهى جامعه مايه درد و رنج همه است، رباخواران نيز در آتش فقرى كه براى جامعه فراهم كرده‏اند مى‏سوزند، در يك جامعه بدبخت كسى نمى‏تواند خوشبخت زندگى كند.

در هر حال آغاز آيه شريفه مذمت و تهديدى براى رباخوران است و آخر آن يعنى جمله «و الله لا يحب كل كفار اتيم» به وضوح دلالت بر حرمت ربا دارد؛ چرا كه در اين قسمت از آيه، هم نسبت «كفر» به رباخوران داده شده و هم نسبت اثم (گناه) كه تأكيدى بر معنى كفر است.

3 و 4- در آيات 278 و 279 سوره بقره مسأله تحريم ربا به وضوح بيشترى مشاهده مى‏شود. نخست روى سخن را به همه افراد با ايمان و خداجوى كرده و با صراحت و قاطعيّت مى‏فرمايد: «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد تقواى الهى پيشه كنيد و آنچه از مطالبات ربا باقى مانده رها سازيد اگر ايمان داريد: «يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و ذروا ما بقى من الربا ان كنتم مؤمنين».

جالب اين كه هم در آغاز آيه خطاب به مؤمنان است و هم در پايان آيه ترك ربا خوارى را نشانه ايمان مى‏شمرد و جمله ذروا (رها كنيد) امر است و امر دلالت بر وجود دارد؛ به خصوص اين كه با جمله «ان كنتم مؤمنين» همراه شده است .

آيه هنگامى نازل شد كه آلودگى به رباخوارى بطورى گسترده مردم مكّه و مدينه را فرا گرفه بود، و قرآن دستور داد وامهاى ربوى در هر مرحله‏اى هست متوقّف گردد.

سپس با لحنى فوق العاده تهديدآميز مى‏افزايد: «اگر فرمان الهى را - دائر بر ترك ربا خوارى - اطاعت نكنيد خدا و پيامبرش به شما اعلان جنگ مى‏دهد»(فان لم تفعلوا فاذنوا بحرب من الله و رسوله). بسيارى گمان مى‏كنند مفهوم اين جمله آن است كه «شما اعلان جنگ با خدا كنيد» در حالى كه جمله «فأذنوا»با توجه به مفهوم لغوى آن معنايش اين است كه خدا و پيامبر به شما اعلان جنگ ميدهند و معنى و مفهومش اين است كه پيغمبر اكرم (ص» از آن زمان مأمور شد كه اگر ربا خواران دست از كار زشت خود نكشند با توسّل به اسلحه ونيروى نظامى آنها را بر سر جاى خود بنشاند.

به هر حال چنين تعبيرى تندى در هيچ آيه از قرآن درباره هيچ گناهى از گناهان وارد نشده و نشان مى‏دهد كه ربا خوارى از ديدگاه اسلام تا اين حدّ خطرناك و پر مفسده است .

و در پايان آيه براى اين كه حق و عدالت رعايت گردد مى‏افزايد: «هرگاه توبه كنيد مى‏توانيد سرمايه‏هاى خود را از بدهكاران (بدون سود) باز پس بگيرد و به اين ترتيب نه ظلم و ستم كنيد و نه بر شما ظلم و ستمى مى‏شود: (و ان تبتم فلكم رئوس اموالكم لا تظلمون ولا تظلمون).

در شأن نزول آيات بالا چنين آمده است كه شخصى به نام خالدبن وليد خدمت پيامبر رسيد و گفت: پدرم با طايفه «ثقيف» معاملات ربوى داشت ومطالباتش را وصول نكرده بود و از دنيا رفت، او وصيت كرده مبلغى از سود اموالش را كه هنوز پرداخته نشده است تحويل بگيرم، آيا اين عمل جايز است؟ آيات بالا نازل شد و مردم را از گرفتن باقيمانده ربا كه در دست مردم است نهى كرد .

طبق روايت ديگرى بعد از نزول آيه، پيغمبر اكرم (ص) اين جمله تاريخى را فرمود: «الا كل ربا من ربا الجاهلية موضوعو اول ربا اضعه ربا العباس بن عبدالمطلب آگاه باشيد تمام رباهايى كه از زمان جاهليت باقى مانده است همه از شما برداشته شد و نخستين ربايى را كه بر مى‏دارم و ابطال مى‏كنم رباى عمويم عبّاس است» (معلوم مى‏شود عبّاس در عصر جاهليّت از ربا خواران بود).

كوتاه سخن اين كه قبل از نزول آيات بالا ربا خوارى كم و بيش در ميان مردم رواج داشت، پس از نازل شدن اين آيات ربا بطور مطلق و قطعى و جدّى تحريم و ربا خواران تهديد به قيام مسلحانه بر ضدّ آنها شدند، و تنها حق داشتند اصل سرمايه خود را باز پس بگيرند، نه بيشتر.

آخرين نكته درباره آيه فوق اهميّت تعبير «لا تظلمون و لا تظلمون»است كه يك شعار مهم و قانون كلّى اسلامى است؛ هر چند در اينجا در مورد رباخوران پياده شده ولى طبق اين اصل قرآنى هيچ كس نبايد ظلم كند و نه مورد ظلم قرار گيرد.

به تعبير ديگر نه ظلم كن، نه تن به ظلم ده كه هر دو گناه و خلاف است، اگر مسلمين جهان همين شعار مهم را در سرتاسر كشورهاى اسلامى احيا كنند اكنون نه در چنگال صهيونيسم بيرحم و مغرور و بى منطق كه هيچ چيز نزد آنها مقدّس و محترم نيست و چيزى جز زور را به رسميت نمى‏شناسند، گرفتار بودند و نه دولتهاى خودكامه و زورگو منابع آنها را به غارت مى‏بردند. 6

5 و 6- «يا ايها الذين آمنوا لا تاكلوا الربا اضعافا مضاعفة و اتقوالله لعلكم تفلحون و اتقوا النار التى اعدت للكافرين؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! ربا (و سودِ پول) را چند برابر نخوريد! از خدا بپرهيزيد، تا رستگار شويد! و از آتشى بپرهيزيد كه براى كافران آماده شده است!»7.

اين دو آيه - بر خلاف آيات گذشته - به قسم خاصىّ از ربا نظر دارد و آن رباى مضاعف است، يعنى آيه شريفه، حرمت رباى مضاعف را اثبات مى‏كند، نه اين كه رباى معمولى را مجاز بشمرد، بلكه نسبت به رباى عادى ساكت است .

در مورد تفسير رباى «اضعاف مضاعف» در بين مفسّرين گفتگو است و چند نظر در تفسير آيه وجود دارد:

1- قول مشهور - كه بسيارى از مفسّران آن را پذيرفته‏اند - اين است كه هنگامى كه بدهكار، سر موعد نتوانست بدهى خود را بپردازد، بدهى او را تا مدّتى به تأخير مى‏اندازد ولى با سود ديگرى كه فقط به سرمايه تعلّق مى‏گيرد؛ مثلا كسى 100 هزار تومان را به شخصى به مدّت يكسال وام مى‏دهد كه در پايان مدّت، 120 هزار تومان به او بپردازد و اگر بدهكار نتوانست دين خود را ادا كند، طلبكار به او يكسال ديگر فرصت مى‏دهد، به شرط اين كه 000/20 تومان ديگر به عنوان سود اصل سرمايه به او بدهد، اين عمل شبيه همان جريمه دير كردى است كه متأسفانه بعضى از مؤسسات مى‏گيرند و مشروعيت ندارد.

2- تفسيرى كه نزديكتر به نظر مى‏رسد اين است كه «سرمايه وسود» را در مرحله بعد به عنوان وام محسوب كند و سود هر دو را بگيرد، يعنى: اگر سر موعد نتوانست سرمايه و سود (يعنى 120 هزار تومان در مثال بالا) را بپردازد به او مهلت ديگرى مى‏دهد به شرط اين كه سود 120هزار تومان را بپردازد، يعنى بعد از مدت يكسال ديگر - علاوه بر باز پس دادن طلب و سود اوليه، سود سود را نيز بپردازد.

اين احتمال با تعبير «اضعافاً مضاعفة» سازگارتر است و اين نوع رباخوارى، بدترين و زشت‏ترين شكل ربا خوارى است، زيرا سبب فقيرتر شدن وام گيرنده و غنى‏تر شدن وام دهند مى‏شود و روز به روز فاصله آن دو را بيشتر مى‏كند چرا كه در مدت كمى از راه تراكم سود، مجموع بدهى بدهكار به چندين برابر اصل بدهى افزايش مى‏يابد و به كلى از زندگى ساقط مى‏گردد.

آنچه از تاريخ و روايات استفاده مى‏شود اين است كه اين نوع ربا خوارى يعنى ربا خوارى مضاعف در عصر جاهلّيت معمول بوده است. 8

3- احتمال سوم اين كه تعبير به «اضعافاً مضاعفة» قيد توضيحى باشد، چون همه رباها اضعاف مضاعف است ولو با وام دادن به چند نفر يكى پس از ديگرى.

نتيجه اين كه اگر احتمال اوّل يا دوم صحيح باشد، آيه شريفه دلالت بر حرمت نوع خاصى از ربا دارد و نسبت به غير آن ساكت است، ولى اگر احتمال سوم پذيرفته شود آيه شريفه مطلق ربا را شامل مى‏شود؛ و در هر حال دلالت بر تحريم ربا دارد، چون نهى ظاهر در تحريم است ؛ مخصوصاً كه در ذيل آيه شريفه اطلاق كفر بر رباخوران شده است.

7- در سوره نساء مى‏فرمايد:

«فبظلم من الذين هادوا حرمنا عليهم طيباتاحلت لهم و بصدهم عن سبيل الله كثيراً و اخذهم الربا و قد نهوا عنه و اكلهم اموال الناس بالباطل و اعتدنا للكافرين منهم عذاباً اليماً؛ بخاطر ظلمى كه از يهود صادر شد، و (نيز) بخاطر جلوگيرى بسيار آنها از راه خدا، بخشى از چيزهاى پاكيزه را كه بر آنها حلال بود، حرام كرديم. و (همچنين) بخاطر ربا گرفتن، در حالى كه از آن نهى شده بودند؛ و خوردن اموال مردم به باطل ؛ و براى كافران آنها، عذاب دردناكى آماده كرده‏ايم» .9

مطابق اين آيه، يهوديان مرتكب چهار عمل زشت و منكر مى‏شدند كه باعث حرام شدن بعضى از طيّبات بر آنها شد .10

1- ظلم و ستمى كه اينها بر خود و ديگران روا مى‏داشتند.

2- آنها بطور وسيع و گسترده مانع انجام كارهاى خير مى‏شدند.

3- رباخوارى مى‏كردند.

4- از راه حرام ارتزاق مى‏نمودند؛ مانند كم فروشى، غش و تقلّب در معامله، شراب فروشى، قمار و مانند آن،كه از تمام آنها تعبير به اكل مال به باطل شده است .

اين آيه دلالت دارد بر اينكه ربا خوارى بر يهود نيز حرام بوده است و جالب اين كه على رغم تحريفاتى كه در تورات شده است، در دو جاى تورات كنونى تحريم ربا به چشم مى‏خورد.

1- سفر لاويان، فصل 25 - 2 سفر خروج، فصل 22.

سؤال: درست است كه آيه با صراحت مى‏گويد: رباخوارى بر يهود تحريم شده بود، ولى چگونه از اين آيه استفاده مى‏كنيد كه بر مسلمانان نيز حرام است؟

پاسخ: بعضى از علماء 11 در اين مسئله و مشابه آن به «استصحاب شرايع سابقه» تمسّك مى‏جويند ولى حجّيت اين نوع استصحاب محل گفتگوست و ما معتقديم حجّت نيست ؛ چون اصل اساسى در استصحاب قاعده «لاتنقض اليقين بالشك بل انقضه بيقين آخر» است و اين قاعده در اينجا جارى نيست، چون وقتى دينى نسخ مى‏شود، تمام قوانين و احكام آن نسخ مى‏شود، نه اين كه اصل دين نسخ شود ولى قسمتى از احكام آن باقى بماند.

به همين جهت مسلمانان صدر اسلام در هر مسئله‏اى در انتظار وحى الهى مى‏نشستند12 و هرگز به سراغ احكام مذاهب سابقه نمى‏رفتند، با اين كه نظير بعضى از آنها در اديان گذشته بود.13

ولى از راه ديگرى مى‏توان اين احكام را براى مسلمانان نيز اثبات كرد و آن اين كه خداوند متعال اين حكم و مشابه آن را در قرآن با نظر موافق نقل كرده است، و اگر اين حكم شامل حال مسلمين نبود، بايد در اين آيه به آن اشاره‏اى مى‏شد، بنابراين ذكر اين نوع احكام در قرآن بدون هيچ اشاره‏اى به نفى آن در واقع امضاء آن براى مسلمانان نيز مى‏باشد.

از آنچه در مجموع آيات بالا آمد روشن مى‏شود كه آيات متعدّدى از قرآن مجيد - حدّاقل هفت آيه - دلالت بر حرمت ربا دارد و قرآن به شدّت هر نوع ربا خوارى را تحريم مى‏كند تا آنجا كه آن را نوعى كفر به خدا مى‏شمارد و به ربا خوارى از ناحيه خدا و رسولش اعلان جنگ مى‏دهد و ربا خوار را مستحق خلود در جهنم مى‏داند و اين كار را سبب مجازات دنيوى مى‏شمرد.

 


پاورقى ها :

3- از آنجا كه استاد معظم نسبت به مسائل علمى و به ويژه مباحث فقهى عنايت خاصى دارند، و اين مباحث را با وسواس خاصى پى‏گيرى مى‏كنند، لطف كردند و تمام مباحث را بعد از تنظيم دوباره از نظر گذارندند و در بعضى موارد اصطلاحاتى به عمل آوردند.

4- در ترجمه و تفسير آيه از روش آزاد استفاده شده است .

5- سوره نساء: آيه 93.

6- سوره مائده: آيه 27.

7- براى توضيح بيشتر پيرامون آيات چهار گانه بالا به تفسير الميزان و نمونه مراجعه فرماييد.

8- سوره آل عمران: آيات 131 و 130.

9- براى توضيح بيشتر پيرامون تفسير اين دو آيه به تفسير نمونه، جلد 3، صفحه 85 به بعد مراجعه فرماييد.

10- همان دو احتمالى كه در مورد خلود ربا خواران مسلمان در جهنم گفته شد، در مورد اطلاق كفر بر رباخواران مسلمان نيز صادق است .

11- از اين آيه شريفه استفاده مى‏شود كه همواره حرمت، دليل بر وجود مفسده‏اى در شئ محرم نيست؛ بلكه گاهى از اوقات، تحريم به عنوان عقوبت و مجازات است .

12- مانند فقيه عاليقدر و توانا شيخ مرتضى انصارى - رضوان الله عليه - و اصولى توانمند، مرحوم آخوند خراسانى - قدس الله سره - كه هر دو از افتخارات حوزه‏هاى علميه، بلكه جهان تشيع هستند.

13- مثلا در مورد خود ربا تا قبل از نزول آيات ربا، ربا خوارى معمول بود. اسلام هم نسبت به اين كار كه قبل از نزول آيات مرتكب شده بودند آنها را مؤاخذه نكرد، بلكه گذشته آنها را مشمول حكم ربا ندانست و فرمود: «و ذروا ما بقى من الربا ؛ باقيمانده ربا را برچينيد و رها كنيد» در حالى كه ربا در شرايع سابقه نيز حرام بوده است .

+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 14:43 توسط مالکی |

                    

             

                       

                   ناقه اي براي همه



آدمي حاضر است كه تمامي واقعيتها را قرباني دين آبا و اجدادي كند او حاضر نيست ديد جديدي از پيام خدا داشته باشد زيرا ديد جديد عقايد كهنه اش را زير سوال ميبرد و البته اين هميشه رسم تاريخ بوده است. زماني كه پيامبر صالح ناقه اي را به عنوان آيت به مردم معرفي كرد قوم او وي را مسخره ميكردند و ميگفتند اي صالح اين چه ربطي داشت!!

صالح به مردم خود ميگفت اين شتر يكي از آيات بزرگ خداست براي شما ، به او آزار نرسانيد. اما مردم كه عقايد خود را در خطر ميديدند با ديدن شتر ياد قدرت و بزرگي خدا مي افتادند و احساس ميكردند فرقه اي كه سالها با آن انس گرفته اند و كلي افسانه بافي براي آن كرده اند ، در معرض خطر است و سرانجام ناقه را كشتند. سوالي كه پيش ميايد اين است كه مردم صالح چرا شتر را كشتند؟!

جواب اين است كه قوم صالح رسولخدا ، در رفاه كامل به سر ميبردند غارهاي محكمي از دل كوهها براي خود بوجود آورده بودند سرزميني كه آنان در آن ميزيستند مكان خوش آب و هوا وسرسبزي بود ، بنابراين خداي مهربان جهت آزمايش آنان دست روي نقطه حساسشان گذاشت. ناقه اي فرستاد تا كه به آنان ثابت كند كه قوم صالح براي ادامه هوا و هوس خود حاضرند هر كاري انجام دهند حتي حاضرند كه آيت و نشانه خدا را از بين ببرند و خفه كنند. و اين چيز جالبي بود زيرا خدا مهربان با چيز جالبي نهاد دروني آنان را بيرون ريخت. قوم صالح قبل از آزمايش خدا ادعاي زيادي داشتند ولي نتوانستند وجود يك ناقه ( كه در نعمت خدادادي شريك آنان ميبايست ميشد) را تحمل كنند و بالاخره ناقه را كشتند. خداي مهربان از طريق بسيار جالبي آنان را آزمايش كرد و نهاد آنان را به همه نماياند و سرانجام بعد از نماياندن نهاد درونيشان و وادار كردن مترفين آن جامعه به قتل شتر ، آنان را دچار عذاب خود كرد و براي هميشه بدبخت شدند.

در زمان ما ناقه صالح وجود ندارد اما ناقه دوران ما كتاب قرآن است . معجزه قرآن ناقه اي است براي تمام دوران . معجزه قرآن محدود به جامعه خاصي نيست و همچنين محدود به زمان خاصي نيست. همانطور كه مشركين مكه (با توجه به اين كه در شعر و شاعري در اوج بودند) در مقابل ذوق ادبي قرآن مبهوت شده بودند ، پس بايد معجزه جاويد همه زمانها در قرن كامپيوتر و الكترونيك به طريقي ديگر خود بنماياند ، زيرا كه قرآن آخرين كتاب خدا براي جامعه بشريت است و صددرصد بايد دليل محكمي براي آسماني بودن خود در قرن كامپيوتر داشته باشد.

مسلمانان كه به فرقه هاي متعددي تقسيم شده اند بعد از 1400 سال ادعاي اسلام ، خداي قادر توانا خواست كه آنان را بيازمايد خداي مهربان خواست كه به آنان ثابت كند كه قرآن متروك مانده است و جاي خود را به كتب حديث داده است خواست ثابت كند كه "درست است كه شما اسم خود را مسلمان گذاشته اي ولي اين فقط اسم است نه چيزي ديگر!!"

خداي يكتا خواست ثابت كند كه مسلمانان حاضر نيستند بدون حديث دست به قرآن بزنند. آزمايشي كه خدا انتخاب كرد همان قرآن بود همان قرآني كه صدها تفسير برآن نوشته اند ولي هنوز باورش ندارند.
رابطه فوق بشريي بر قرآن حاكم است كه از عهده انس و جن خارج است ، رابطه 19 در هيچ كتاب ساخت بشر وجود ندارد ، زماني كه رابطه توسط دكتر خليفه كشف شد عده زيادي استقبال كردند و مدتها جشن و شادي ميكردند ولي از طرفي ديگر 19 ثابت ميكرد كه كتب حديث فاسد است و همچنين دو آيه آخر سوره توبه جزو قرآن نيست و همچنين ثابت ميكرد كه مسلمانان به جاي خدا مقدسين را پرستش ميكنند ، همين موارد باعث شد كه مسلمانان از معجزه 19 دلسرد شوند و در نهايت از استقبال خود پشيمان شدند حتي بعد از مدتي دست به مبارزه با اين رابطه قرآن زدند و در نهايت آن را مثل ناقه صالح به طور موقت خفه كردند ، خداي مهربان ادعاي مسلمان بودنشان را بروز داد دست روي نقطه حساسشان گذاشت به آنان ثابت كرد كه مسلمانان خدا را براي فرقه خود ميخواهند ، و الا مسلمانان با خدا كاري ندارند!!!

مسلمانان ميخواهند اسمشان شيعه و سني باشد و اين را مايه افتخار خود ميدانند و مدتهاست كه به آن دلخوش كرده اند.البته ملل به ظاهر مسلمان جزاي اين نافرماني را پس ميدهند زيرا كه در حال حاضر كشورهاي مسلمان از عقب افتاده ترين كشورهاي دنيا هستند و البته اين فقط شروع كار است.

فرقه هاي سني و شيعه و صوفيه در ظاهر همه اعلام ميكردند كه قرآن را قبول دارند. مطمئنا اگر دكتر خليفه معجزه 19 را مياورد ولي در كنار آن كاري به كتابهاي حديث نميداشت و همچنين پرستش مقدسين را منع نميكرد در حال حاضر مسلمانان مشكلي با 19 نداشتند و من مطمئنم كه همه آن را قبول ميكردند ولي خداي مهربان براي هر جامعه اي آزمايشي گذاشته است و از آزمايش خدا كسي نميتواند فرار كند .

اهل سنت صفت عدالت را براي صحابه تعريف كرده بودند و پيروي از صحابه را بر خود لازم ميدانستند و اين در حالي بود كه كه 19 سال بعد از مرگ پيامبر دو آيه به قرآن اضافه شد و اين نقطه حساس اهل سنت بود زيرا با وجود نظريه عدالت صحابه (كه در قرنهاي بعدي توسط بني عباس اختراع شد) قبول كردن اين مورد براي آنان مشكل بود و اين خود نظريه عدالت صحابه و جماعت را زير سوال ميبرد.

همچنين
شيعيان و صوفي ها كه دل به علي و خاندان او بسته بودند و آنان را قديساني در كنار خداي يكتا قرار داده بودند و همچنين قرنهاست كه فكر ميكنند جنگ علي به خاطر خلافت بوده است و حال آنكه جنگهاي علي فقط به خاطر اضافه كردن دو آيه به قرآن بود و همچنين شيعيان و صوفي ها در خواندن غير خدا رتبه اول را دارند لذا قبول كردن معجزه 19 باعث ميشد كه افسانه هاي شيعيان و سني ها و صوفي ها زير سوال برود و خداي مهربان دست روي نقطه حساس اين گروهها گذاشت.

همچنين
مسيحيان كه به پيامبر عيسي صفات خداي زميني داده بودند در رد 19 شك نكردند زيرا واقعا مشكل است كه يك روز به عيسي صفت خداي زميني بدهيد روز بعد بگوييد او بنده اي از بندگان خدا بود .خداي بزرگ كه مالك آسمانها و زمين است براي هر قومي و حتي هر فردي ناقه اي در نظر گرفته است كه بوسيله آن نهاد انسانها را افشا ميكند و اخلاصشان را آزمايش ميكند.
بعد از مدتي كه نظريه 19 در ميان مسيحيان و در غرب جهان گسترش پيدا كرد عده اي از مسلمانان و نژاد گراها شروع به تهمت پراكني عليه رشاد خليفه كردند و او را متهم به عدد سازي كردند و اعلام كردند كه چرا او خود را پيامبر معرفي كرده است و البته اينها همه بهانه و حيله شيطان است.
+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 14:38 توسط مالکی |

         

 

              !!!عددسازي

واقعيت اين است كه 19 ناقه زمان ماست و براي افشا كردن نيات دروني تمام فرقه ها كه خود را منسوب به پيامبران كرده اند خلق شده است. مسيحيان كه خود را منسوب به پيامبر عيسي كرده اند و اين در حالي است كه از تعليمات پيامبر عيسي بسيار بدورند و همچنين مسلمانان خود را منسوب به پيامبر محمد ميكنند اما در واقعيت بسيار از تعليمات او بدورند و در بيشتر موارد هيچگونه ارتباطي با پيامبر محمد ندارند بلكه فقط او را بت خود قرار داده اند.بعد از مدتي كه نظريه 19 در ميان مسيحيان و در غرب جهان گسترش پيدا كرد عده اي از مسلمانان و نژاد گراها شروع به تهمت پراكني عليه رشاد خليفه كردند و او را متهم به عدد سازي كردند .

حالا من توجه شما را به نكات زير جلب ميكنم تا ببينيد كه نظم عجيبي در قرآن برقرار است. شما يك لحظه فكرت را آزاد كن و به رابطه زير توجه كنيد.

1:

حروف مقطعه حروفي هستند كه در اوايل 29 سوره قرآن آمده است و تعداد آن حروف 14 است.

اين حروف عبارتند از : ( ا – ل – م – ص – ر – ك – ح – ي – ع – ط – س – ه – ق – ن )

اما نكته اي كه جالب است اين است كه دقيقا تعداد
114 آيه در كل قرآن يافت ميشود كه كل 14 حرف مقطعه در آنان موجود است!!!!!.همچنين ميدانيم كه 114=19*6 است.

ليست آن 114 آيه به شرح زير است:
=================================
[2:19][2:61][2:140][2:187][2:213][2:217][2:220][2:228][2:237][2:260][2:275][2:282]
[2:285][2:286][3:93][3:120][3:154][4:4][4:34][4:43][4:46][4:47][4:69][4:90][4:92]
[4:102][4:129][5:2][5:3][5:5][5:6][5:13][5:33][5:53][5:75][5:89][5:95][5:96][5:110]
[6:71][6:119][6:139][6:151][6:152][7:131][7:160][7:168][8:1][9:29][9:34][9:42][9:71]
[9:121][10:4][10:24][10:27][10:93][11:81][11:88][12:9][12:36][12:51][12:80][12:101]
[13:4][13:31][13:41][14:22][16:76][17:33][18:18][18:28][18:45][18:63][20:71][20:130]
[20:132][20:135][22:11][22:19][22:54][23:27][24:31][24:41][24:56][24:58][24:61]
[26:49][27:59][28:10][28:19][28:23][28:38][28:82][30:48][33:71][35:11][38:22][38:24]
[39:6][40:64][40:78][42:52][46:30][47:15][47:32][48:29][49:7][57:25][58:4][61:14]
[65:1][72:28][73:20]
=================================

شما خود ميتوانيد با رجوع به قرآن عربي آن را چك كنيد. به طور مثال آيه 2:19 شامل كليه حروف مقطعه است .

[2:19] أو كصيب من السماء فيه ظلمت ورعد وبرق يجعلون أصبعهم في ءاذانهم من الصوعق حذر الموت والله محيط بالكفرين

جالبتر اين است كه 114 تعداد سوره هاي قرآن هم هست و اين خود نظم فوق بشري توزيع اين حروف را نشان ميدهد.اين نميتواند تصادفي باشد زيرا كه 114 معرف 114 سوره است.

اولين آيه قرآن بسم الله است. اين جمله 19 حرف است و از 10 حرف بدون تكرار تشكيل شده است.
حروف بسم الله عبارتند از : ب – س – م – ا – ل – ه – ر – ح – ن – ي

همانطور كه ميدانيم كل قرآن از 114 سوره تشكيل شده است كه 112 بسم الله آن شماره گذاري نشده است و دو بسم الله آن شماره گذاري شده است (بسم الله سوره 1 و بسم الله در آيه 27:30).پس در كل 114 سوره 112 بسم الله وجود دارد كه شماره براي آن تعيين نشده است. همانطور كه ميدانيم در كل قرآن 114 ايه وجود دارد كه كل حروف مقطعه در آن موجود است. جالب است كه بدانيم در اين 114 آيه در تعداد
112 آيه آن كل حروف بسم الله هم موجود است. و اين خود نظم رياضي عجيبي را بيان ميدارد. كه اين 114 آيه خود شكل منظمي از كل قرآن را رسم ميكند.

آن دو آيه از 114 آيه كه شامل كليه حروف بسم الله نيست آيات 2:220 و 24:56 است.

خداي يكتا را سپاس براي كتاب مافوق بشريي كه براي ما فرستاده است. سوالي كه پيش ميايد اين است :
اگر قرآن داراي نظم خاصي نيست پس چرا 114 آيه وجود دارد كه تمام 14 حرف مقطعه در آنان موجود است؟
عده اي از مسلمانان براي مقابله با 19 اعلام داشتند كه آيات قرآن بعدا شماره گذاري شدند و از قبل شماره نداشتند و لذا معجزه 19 الكي است!
در جواب بايد گفت كه آيات قرآن شماره داشته است و به دستور خود پيامبر شمار گذاري شده است و در ضمن هيچ عقل سالمي رابطه هاي فوق را تصادفي نميداند.

يكي ديگر از بهانه هاي مسلمانان بر عليه نوزده اين بود كه گفتند رشاد خليفه عددسازي كرده است. گفتند كه مثلا رشاد خليفه تعداد حرف "ن" در سوره 68 را اشتباهي شمرده است و براي اينكه عدد بر 19 بخش پذير شود دست در قرآن برده و حرف "ن" را به "نون" تبديل كرده است !!!

حالا ما ميخواهيم ثابت كنيم كه حرف مقطعه "ن" در سوره 68 بايد به صورت "نون" نوشته شود و در اصل در نسخه اصلي قرآن هم اينجوري نوشته شده بود. براي درك بيشتر از معجزه رياضي قرآن بايد بدانيم كه قرآن بوسيله خود پيامبر محمد نوشته شد در كنار آن همزمان توسط كاتباني ديگر هم نوشته ميشد كتاب آن وقت مثل كتاب امروزي نبود كه كوچك و جمع وجور باشد.در حقيقت جمع آوري قرآن به معناي نوشتن قرآن بر روي كاغذ از حافظه حافظان نبود بلكه قرآن از همان اول نوشته شده بود . چيزي كه مشكل را بوجود آورده بود اين بود كه تعداد زيادي از حافظان به مناطقي ديگر رفته بودند و داشتند قرآن را با خط خود مينوشتند و اين خود با نسخه اصلي قرآن مطابقت نداشت زيرا در واقع خود رسم الخط قرآن هم از طرف خداست.مثلا بعضي از حافظان كلمه انسان را بدون الف (الانسن) و بعضي با الف (الانسان) مينوشتند. كميته جمع آوري قرآن به همين خاطر بود كه نسخه اي رسمي از خود نسخه پيامبر به تصويب برساند و جايگزين نسخه هاي غير اصلي كند و ديگر قرآنهايي كه زير نظر خود پيامبر نوشته نشده است نابود شود. تعداد اختلافاتي هم كه در طول تاريخ در مورد قرآن برجاي مانده است دليل آن اين است كه بعضي از كاتبين با رسم الخط خود آن را مينوشتند. قرآنهايي كه در كميته جمع آوري قرآن تاييد شد قرآني بود كه از روي نسخه اصلي كه پيامبر با خط خود آن را نوشته بود نسخه برداري شده بودند. تعداد زيادي از رسم الخطهاي ديگر كه ساير حافظان با رسم الخط خود نوشتند نابود شدند اما تعداد كمي از آنان هنوز هم باقيست در آنزمان آنان نميدانستند كه رسم الخط قرآن هم معجزه است.نسخه اصلي كه در دست ماست و به روايت حفص بن عاصم است نسخه اصلي قرآن است كه از روي نسخه نوشته شده پيامبر تهيه شده است. البته نسخه اصلي كه توسط خود پيامبر نوشته شد در سال 684 ميلادي توسط خليفه مروان بن حكم نابود شد زيرا كه 19 سال بعد از مرگ پيامبر محمد در كميته جمع قرآن دو آيه به آخر سوره توبه اضافه شد كه باعث اختلافات زيادي شد زيرا نسخه پيامبر شامل اين دو آيه نبود .مثلا در نسخه خود پيامبر حرف مقطعه در آيه 68:1 به صورت "نون" نوشته شده بود كه جمع آورندگان قرآن فكر كردند كه منظور همان حرف "ن" است به همين دليل آن را به "ن" تغيير دادند و اين خود به نوعي تحريف در قرآن به حساب ميايد. اما در قرن 19 با معجزه 19 آن انحرافات پيدا شد و دوباره قرآن مثل نسخه اوليه شد.

در اصل آيه 68:1 بايد به صورت زير نوشته ميشد :

[68:1]
نون والقلم وما يسطرون

اما كاتبين قرآن فكر كردند كه حرف مقطعه نون هم مثل حروف مقطعه ديگر يك حرف است و فكر كردند پيامبر در اين مورد سهوا اشتباه كرده است به همين خاطر آن را از صورت "نون" به حالت تكحرفي "ن" تبديل كردند.حالا ما چندين رابطه و معجزه قرآن در اين مورد را ارائه ميدهيم كه جديدا پيدا شده است. خداي مهربان طراحي زيبايي را در استفاده نون به كار برده است كه در زير به چند مورد آن اشاره ميكنيم شايد از خواندن مطالب زير كاملا تعجب كنيد.


1- جالب است بدانيم كه تعداد اين حرف در كل سوره 68 به تعداد 133 است.همانطور كه ميدانيم 133 خود مضربي از 19 است.
133= 7 *
19

با كمال تعجب دقيقا به تعداد 133 آيه در كل قرآن وجود دارد كه با عبارت "نون" ختم ميابند.مثل آيات زير :


[2:4] والذين يؤمنون بما أنزل إليك وما أنزل من قبلك وبالءاخرة هم يوق
نون

[81:22] وما صاحبكم بمج
نون

[68:3] وان لك لاجرا غير مم
نون

[52:39]ام له البنت ولكم الب
نون


ليست آن 133 آيه در زير ذكر شده است:
========================
[2:4][2:6][2:38][2:62][2:77][2:78][2:88][2:100][2:112][2:118]
[2:159][2:262][2:274][2:277][3:122][3:160][3:170][5:11][5:50][5:69]
[5:88][6:12][6:20][6:48][6:99][6:109][6:125][6:154][7:27][7:35]
[7:49][7:52][7:75][7:156][7:185][7:188][7:203][8:55][9:51][10:33]
[10:62][10:96][10:101][11:17][12:48][12:111][13:1][13:2][14:11][15:6]
[15:26][15:28][15:33][16:19][16:64][16:79][16:128][19:39][21:6][21:30]
[23:1][23:44][23:58][26:27][26:88][27:3][27:25][27:47][27:74][27:82]
[27:86][27:89][28:3][28:52][28:69][29:2][29:24][29:51][30:4][30:37]
[30:60][31:4][32:12][32:24][34:37][34:41][36:7][36:10][36:76][37:36]
[37:49][37:53][37:149][39:52][39:61][40:59][41:8][43:68][43:88][44:12]
[44:14][45:4][45:6][45:20][45:24][46:13][51:13][51:39][51:52][52:24]
[52:29][52:30][52:33][52:36][52:39][56:23][56:58][56:78][56:81][58:10]
[60:11][64:13][68:2][68:3][68:9][68:18][68:51][69:41][77:50][81:22]
[84:20][84:25][95:6]
========================


2- شايد باز هم تعجب كنيد كه نكته زير هم صدق ميكند.دقيقا به تعداد 133 آيه وجود دارد كه در آن حداقل دو تا حرف "ن" پشت سر هم در يك كلمه آمده است. جالبتر اينجاست كه 133 تعداد حرف مقطعه "ن" در سوره 68 هم هست.!!!!

مثل آيات زير:

[10:103] ثم
ننجي رسلنا والذين ءامنوا كذلك حقا علينا ننج المؤمنين

[6:77]فلما رءا القمر بازغا قال هذا ربي فلما افل قال لئن لم يهدني ربي لاكو
نن من القوم الضالين

[74:6] ولا تم
نن تستكثر

آن 133 آيه در ليست زير ذكر شده است:
======================
[2:106],[2:139],[2:147],[2:235],[2:259],[3:16],[3:64],[3:81],[3:137],[3:187]
[3:193],[4:26],[4:103],[4:159],[5:25],[5:111],[6:14],[6:19],[6:35],[6:53]
[6:63],[6:77],[6:109],[6:111],[6:114],[6:161],[7:23],[7:27],[7:51],[7:71]
[7:87],[7:89],[7:134],[7:149],[7:150],[7:189],[9:75],[10:14],[10:22],[10:23]
[10:29],[10:92],[10:94],[10:95],[10:103],[10:105],[11:2],[11:37],[11:62],[11:63]
[12:13],[12:32],[12:33],[12:35],[12:66],[13:41],[14:9],[14:14],[15:8],[15:21]
[15:39],[15:70],[16:81],[16:92],[17:82],[18:94],[18:103],[19:38],[19:69],[19:72]
[20:14],[20:37],[20:45],[20:46],[20:58],[20:97],[21:43],[21:44],[21:90],[23:27]
[24:55],[26:4],[26:116],[26:167],[27:27],[27:36],[27:41],[28:86],[28:87],[29:32]
[31:23],[34:26],[34:33],[35:42],[36:68],[37:28],[37:114],[38:8],[38:22],[38:39]
[39:65],[40:41],[40:42],[40:43],[40:51],[41:5],[41:22],[41:23],[41:33],[41:50]
[42:15],[43:26],[43:49],[45:34],[46:17],[48:12],[48:15],[52:48],[54:14],[54:25]
[56:61],[59:2],[59:10],[59:11],[60:4],[61:5],[64:6],[69:20],[72:5],[72:7]
[72:12],[74:6],[89:16]
======================

3- حالا بيايد مواردي را در نظر بگيريم كه در آن دو تا نون پشت سر هم آمده است و يا اينكه دو تا نون با فاصله در كنار هم آمده باشند. در اينحالت دقيقا 361 مورد يافت ميشود. شايد تعجب كنيد كه :

361 =
19*19

مثل كلمات
ننجي و ننج در آيه 10:103
و يا مثل كلمات ل
ن نؤمن و من نعمة در آيات 2:55 و 92:19

[2:55]واذ قلتم يموسى ل
ن نؤمن لك حتى نرى الله جهرة فاخذتكم الصعقة وانتم تنظرون
[10:103] ثم
ننجي رسلنا والذين ءامنوا كذلك حقا علينا ننج المومنين
[92:19] وما لأحد عنده م
ن نعمة تجزى


4- حالا بياييد تعداد آيات قرآني را كه داراي عبارت "نون" هستند را شمارش كنيم. مثل آيه 8:2 :

[8:2] انما المؤم
نون الذين اذا ذكر الله وجلت قلوبهم واذا تليت عليهم ءايته زادتهم ايمنا وعلى ربهم يتوكلون

جالب است كه در اين حالت دقيقا به تعداد 228 آيه وجود دارد و ميدانيم كه 228 مساوي
19*12 است.

ليست آن 228 آيه :
======================================
[2:3], [2:4], [2:6], [2:38], [2:46], [2:62], [2:77], [2:78], [2:85], [2:88],
[2:100], [2:112], [2:118], [2:121], [2:159], [2:187], [2:249], [2:262],
[2:274], [2:277], [2:285], [3:28], [3:110], [3:114], [3:119], [3:122],
[3:143], [3:154], [3:160], [3:170], [4:38], [4:46], [4:51], [4:59], [4:65],
[4:89], [4:107], [4:155], [4:162], [5:11], [5:50], [5:69], [5:81],
[5:88], [6:12], [6:20], [6:48], [6:54], [6:92], [6:99], [6:109], [6:113],
[6:125], [6:150], [6:154], [7:27], [7:35], [7:49], [7:52], [7:75], [7:156],
[7:185], [7:188], [7:203], [8:2], [8:4], [8:55], [8:74], [9:29],
[9:44], [9:45], [9:51], [9:71], [9:93], [9:105], [9:122], [9:126],]
[10:33], [10:62], [10:96], [10:101], [11:5], [11:17], [11:121], [12:37],
[12:48], [12:111], [13:1], [13:2], [13:4], [14:11], [14:21], [15:6],
[15:13], [15:26], [15:28], [15:33], [16:19], [16:22], [16:23],
[16:60], [16:64], [16:72], [16:79], [16:104], [16:105], [16:128],
[17:10], [17:45], [17:52], [17:73], [18:46], [18:95], [18:104], [19:39],
[19:82], [21:6], [21:30], [21:87], [23:1], [23:44], [23:58], [23:74],
[24:2], [24:12], [24:31], [24:62], [25:68], [26:27], [26:88], [26:128],
[26:201], [27:3], [27:4], [27:25], [27:47], [27:74], [27:82], [27:86],
[27:89], [28:3], [28:52], [28:69], [28:72], [29:2], [29:24], [29:47],
[29:51], [29:67], [30:4], [30:37], [30:60], [31:4], [32:12], [32:24],
[33:10], [33:11], [33:22], [34:8], [34:37], [34:41], [36:7], [36:10],
[36:76], [37:36], [37:49], [37:53], [37:149], [39:45], [39:52], [39:61],
[40:7], [40:47], [40:59], [41:8], [41:44], [42:18], [43:68], [43:88],
[44:12], [44:14], [45:4], [45:6], [45:20], [45:24], [46:13], [48:12],
[48:25], [49:10], [49:15], [49:17], [51:13], [51:39], [51:52], [52:24],
[52:29], [52:30], [52:33], [52:36], [52:39], [53:27], [54:9], [56:23],
[56:58], [56:78], [56:81], [57:8], [58:10], [58:22], [60:11], [61:11],
[62:7], [64:4], [64:13], [68:1], [68:2], [68:3], [68:9], [68:18],
[68:51], [69:41], [72:19], [74:31], [77:50], [81:22], [84:20], [84:25], [95:6]
=======================================


پس همانطور كه ديديم اين روابط نه تنها تصادفي نيست بلكه كاملا نظم عجيبي را در بردارد كه تمام مسلمانان و مسيحيان را به بازبيني در مورد فرقه مادرزادي دعوت ميكند. هيچ آدم منصفي روابط فوق را تصادفي نميداند. من همينجا از شما دعوت ميكنم كه دست از سر تعصبات مادرزادي برداريد و به فقط خدا دل ببنديد و همچنين به خاطر تعصبات فرقه اي و قومي برعليه دين خدا شورش نكنيد!!

در ادامه به بررسي موارد جالب تر ميپردازيم.
+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 14:34 توسط مالکی |

                                      

                     

                         در مورد کلمه الله

جالب است بدانيم كه قرآن كتابي است كه سراسر آن پر از روابط محكم رياضي است.همانطور كه خداي مهربان اعلام ميدارد بالاي آن 19 است.

[74:30] عليها تسعة عشر

[74:30] که سرتاسر آن نوزده است.*

[74:31] وما جعلنا اصحب النار الا ملئكة وما جعلنا عدتهم الا فتنة للذين كفروا ليستيقن الذين اوتوا الكتب ويزداد الذين ءامنوا ايمنا ولا يرتاب الذين اوتوا الكتب والمؤمنون وليقول الذين في قلوبهم مرض والكفرون ماذا اراد الله بهذا مثلا كذلك يضل الله من يشاء ويهدي من يشاء وما يعلم جنود ربك الا هو وما هي الا ذكرى للبشر

[74:31] ما فرشتگان را نگهبانان دوزخ قرار داديم، و عدد آنها (19) را تعيين كرديم تا (1) كافران را مضطرب كند، (2) مسيحيان و يهوديان را متقاعد سازد (كه اين كتابي است الهي)، (3) ايمان معتقدان را محكم نمايد، (4) هرگونه شكي را از دل مسيحيان و يهوديان و نيز مؤمنان بردارد و (5) كساني كه در قلبشان شك و ترديد راه مي دهند و نيز كافران را برملا سازد؛ آنها خواهند گفت: "منظور خدا از اين مثال چه بود؟" خدا بدين ترتيب هر كه را بخواهد، گمراه مي كند و هر كه را بخواهد، هدايت مي نمايد. هيچ كس جز او سربازان پروردگارت را نمي داند. اين تذكري است براي مردم.

حالا بياييد ببينيم كه كلمه الله در قرآن چه خواصي دارد.
1- جالب است بدانيم كه تعداد كلمات الله در كل قرآن 2698 است و اين خود يعني 19*142.

2- حالا بياييد آياتي را در نظر بگيريد كه شماره آيات فاكتوري از نوزده است مثل آيه 19 و 38 و 57 و ...
خيلي جالب است كه تعداد كلمات الله در اين آيات
133 است و همه ميدانيم كه 133 مضربي از 19 است يعني 19*7.

آن 133 كلمه الله در آيات زير است:
======================
[2:19],[2:76],[2:95],[2:114],[2:190],[2:209],[2:228],[2:247],[2:266],[2:285],[3:19]
,[3:57],[3:76],[3:95],[3:114],[3:152],[3:171],[4:19],[4:38],[4:76],[4:95],[4:114]
,[4:133],[4:152],[4:171],[5:19],[5:38],[5:57],[5:76],[5:95],[6:19],[6:57],[6:95]
,[6:114],[6:152],[7:190],[8:19],[9:19],[9:38],[9:95],[9:114],[10:38],[10:95],[11:19]
,[12:19],[12:38],[12:76],[12:95],[13:38],[14:19],[14:38],[16:19],[16:38],[16:57]
,[16:76],[16:95],[16:114],[18:38],[19:76],[20:114],[21:57],[22:38],[22:76],[23:38]
,[24:19],[24:38],[28:76],[29:19],[30:38],[33:19],[33:38],[33:57],[35:38],[37:152]
,[39:38],[39:57],[41:19],[42:19],[44:19],[45:19],[47:19],[47:38],[48:19],[57:19]
,[58:19],[59:19],[71:19],[72:19],[82:19]
======================

3- حالا آياتي را تصور كنيد كه با كلمه الله شروع ميشوند در اين حالت تعداد آيات 38 تاست و 38 يعني 19*2.

آياتي كه با كلمه الله شروع ميشوند:
==================
[2:15], [2:255], [2:257], [2:284], [3:2], [4:87], [5:120], [13:2], [13:8], [13:26]
, [14:2], [14:32], [20:8], [22:69], [22:75], [24:35], [27:26], [29:62], [30:11],
[30:40], [30:48], [30:54], [31:26], [32:4], [37:126], [39:23], [39:42], [39:62],
[40:61], [40:64], [40:79], [42:17], [42:19], [42:49], [45:12], [64:13], [65:12], [112:2]
==================


آيا هيچ آدم عاقلي ميتواند بگويد اين روابط تصادفي است!!!!؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 14:31 توسط مالکی |

                

                       

                   ب و ميم

سوره فاتحه سوره اي است كه ما در نماز روزانه تكرار ميكنيم. همانطور ميدانيم كه لبهاي ما تنها در دو حرف "ب" و "م" يكديگر را لمس ميكنند. جالب است كه سوره فاتحه داراي 19 حرف "ب" و "م" است.


[1:1] بسم الله الرحمن الرحيم
[1:2] الحمد لله رب العلمين
[1:3] الرحمن الرحيم
[1:4] ملك يوم الدين
[1:5] إياك نعبد وإياك نستعين
[1:6] اهدنا الصرط المستقيم
[1:7] صرط الذين أنعمت عليهم غير المغضوب عليهم ولا الضالين

جالب است بدانيد كه در كل قرآن فقط
38 آيه وجود دارد كه مجموع تعداد "ب" و "م" آن مساوي 19 است و همانطور كه ميدانيم 38 يعني 19*2

مثل آيه 12:37,

[12:37] قال لا ياتيكما طعام ترزقانه الا نباتكما بتاويله قبل ان ياتيكما ذلكما مما علمني ربي اني تركت ملة قوم لا يؤمنون بالله وهم بالاءخرة هم كفرون

ليست آن 38 آيه :
======================
[2:26],[2:87],[2:126],[2:140],[2:248],[2:267],[5:2],[5:49],[5:66],[6:119]
[7:37],[9:101],[10:22],[10:23],[10:61],[10:71],[12:37],[12:80],[12:100],[14:6]
[14:10],[16:106],[17:97],[18:82],[19:58],[24:35],[24:62],[30:28],[33:5],[35:40]
[39:6],[40:7],[40:34],[45:17],[46:20],[52:21],[57:4],[58:8]
======================

آيا اين تصادفي است؟
آيا كتاب ساخت بشر چنين خاصيتي را داراست؟!

+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 14:29 توسط مالکی |

            

                 

                          كتب قبلي

كتاب قرآن تصديق كننده كتابهاي پيشين است. ما موظفيم به كتب آسماني ديگر هم ايمان بياوريم و اين را خداي توانا از ما خواسته است. هرچند كه كتابهاي پيشين به مقدار زيادي تحريف شده است اما هنوز براي غير مقلدين سرتاسر آن پر از يكتاپرستي است. در ادامه اين موارد را عرض خواهم كرد.

به عنوان مثال يك نوع ارتباط بين قرآن و كتاب مقدس را عرض خواهم كرد.

همانطور كه ميدانيم عدد
7 يكي از اعداد مهم در كتب پيشين است. در اين زمينه به مطالعه مطالب دكتر پنين مراجعه كنيد كه تمام عمر خود را روي كتاب مقدس صرف كرده است:

http://www.wordworx.co.nz/panin.html

يكي از جملاتي كه همه كودكان مسيحي از اوايل كودكي مكرر شنيده اند جمله زير است:

"In the begining God created the heaven and the earth" (Gen 1:1),

و در آغاز خدا آسمانها و زمين را آفريد.


جالب است كه تركيبات
آسمان و زمين در جاي جاي كتاب مقدس مضرب 7 است.حالا بياييد تركيبات آسمان و زمين را در قرآن نگاه كنيم و ببينيم كتاب مقدس چه ارتباطي با كتاب مقدس دارد.
1- جالب است كه دقيقا به تعداد 133 مورد عبارات "السموت و الارض" در قرآن يافت ميشود: مثل آيه 21:56 كه اين تركيب را داراست.و همه ميدانيم كه 133 يعني 19*7
[21:56] قال بل ربكم رب
السموت والارض الذي فطرهن وانا على ذلكم من الشهدين

لينك آن 133 آيه :
https://www.sharemation.com/asadh/sama.htm?uniq=-brsele

ليست آن 133 آيه :
=======================
[2:33] ,[2:107] ,[2:116] ,[2:117] ,[2:164] ,[2:255] ,[3:83] ,[3:133] ,
[3:180] ,[3:189] ,[3:190] ,[3:191] ,[4:170] ,[5:17] ,[5:18] ,[5:40] ,
[5:120] ,[6:1] ,[6:12] ,[6:14] ,[6:73] ,[6:75] ,[6:79] ,[6:101] ,[7:54],
[7:158] ,[7:185] ,[7:187] ,[9:36] ,[9:116] ,[10:3] ,[10:6] ,[10:55] ,
[10:101] ,[11:7] ,[11:107] ,[11:108] ,[11:123] ,[12:101] ,[12:105] ,
[13:15] ,[13:16] ,[14:10] ,[14:19] ,[14:32] ,[15:85] ,[16:3] ,[16:52] ,
[16:73] ,[16:77] ,[17:55] ,[17:99] ,[17:102] ,[18:14] ,[18:26] ,
[18:51] ,[19:65] ,[19:93] ,[21:19] ,[21:30] ,[21:56] ,[23:71] ,
[24:35] ,[24:41] ,[24:42] ,[24:64] ,[25:2] ,[25:6] ,[25:59] ,[26:24] ,
[27:25] ,[27:60] ,[27:65] ,[29:44] ,[29:52] ,[29:61] ,[30:8] ,[30:18] ,
[30:22] ,[30:26] ,[30:27] ,[31:25] ,[31:26] ,[32:4] ,[33:72] ,[34:24] ,
[35:1] ,[35:38] ,[35:41] ,[36:81] ,[37:5] ,[38:10] ,[38:66] ,[39:5] ,
[39:38] ,[39:44] ,[39:46] ,[39:63] ,[40:57] ,[42:11] ,[42:12] ,[42:29] ,
[42:49] ,[43:9] ,[43:82] ,[43:85] ,[44:7] ,[44:38] ,[45:3] ,[45:22] ,
[45:27] ,[45:37] ,[46:3] ,[46:33] ,[48:4] ,[48:7] ,[48:14] ,[49:18] ,
[50:38] ,[52:36] ,[55:29] ,[55:33] ,[57:1] ,[57:2] ,[57:4] ,[57:5] ,
[57:10] ,[59:24] ,[63:7] ,[64:3] ,[64:4] ,[78:37] ,[85:9] ,
==============================

جالب است كه در كل قرآن دو آيه وجود دارد كه به جاي "السموت و الارض" از " الارض والسموت " استفاده شده است. و اين خود حكمت اين را نشان ميدهد كه چرا در اين دو آيه به جاي "السموت و الارض" از " الارض والسموت" استفاده شده است.و اين در حالي است كه اگر دو تركيب بالا هم مثل "السموت و الارض" ذكر ميشد در آن صورت تعداد 135 مورد ميشد و بر 19 و 7 بخش پذير نميشد.
آيا شكي در آسماني بودن قرآن برجاي مانده است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

آن دو آيه :14:48 و 20:4


2- حالا بياييد به ارتباط آسمانها و زمين و خدا بپردازيم:
جالب است كه در كل قرآن 183 آيه وجود دارد كه عبارت
"السموت" در آن موجود است و همچنين 425 ايه وجود دارد كه عبارت "الارض" در آن موجود است.
حالا اين دو عدد را با هم جمع ميكنيم:
183+425=608=
19*32 !!

جالب است كه آن 183 آيه كه عبارت "السموت" را دارند داراي 183 كلمه الله است و همچنين آن 425 آيه كه عبارت "الارض" را دارند داراي 330 كلمه الله است.حالا جمع كل كلمات خدا :

183+330=513=
19*27 !!

آيا اينها فقط خرافات و تصادف است!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟

2- حال تصور كنيد خداي مهربان از 7 آسمان حرف زده است پس بياييد نگاه كنيم ببينيم در چند آيه خداي مهربان به هفت آسمان اشاره كرده است جالب است كه خداي توانا دقيقا در هفت آيه به هفت آسمان اشاره كرده است و آن هفت آيه :
[2:29],[17:44],[23:86],[41:12],[65:12],[67:3],[71:15]

آيا اينها همه تصادف است !!!!!
آيا اينها همه از شدت ترس بوجود آمده است!!!!!!!
خداي مهربان را سپاس كه ما را بدون رهنما نگذاشته است و قرآن سرتاسر پر از معجزه را براي ما باقي گذاشته است.

حالا شما بفرمائيد كه قرآن را محمد ساخته است و از فلان بن پلان فرا گرفته است!!!
حالا شما بفرمائيد موسي وجود خارجي نداشته است!!!!!!

+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 14:27 توسط مالکی |

                    

             

           باز هم در مورد نون

همانطور كه در پستهاي قبلي گفتيم حرف "ن" نقش مهمي را در متن قرآن ايفا ميكند به همين خاطر خداي مهربان در 68:1 بعد از نون به قلم اشاره ميكند و اين خود نشاندهنده اين است كه حرف نون به جمع آوري قرآن ارتباط دارد.

در ضمن ميدانيم كه رابطه هاي زير موجود است.

1- تعداد حرف "ن" در سوره 68 برابر با 133 است و 133 يعني 19*7.
2- به تعداد 133 آيه وجود دارد كه با سه حرف "نون" خاتمه ميابند.
3- به تعداد133 آيه وجود دارد كه در آن دو تا "ن" بغل هم قرار دارد.
4- به تعداد 361 مورد يافت ميشود كه در آن دو تا "ن" بغل هم (با فاصله و بي فاصله) وجود دارد.
و 361=19*19 است.
و ....

حالا خوب به آيه 21:88 توجه كنيد :

 
                     http://www.submission.org/efarsi/arabic/Surat21_files/21_88.gif     

همانطور كه ميبينيد با كمال تعجب كلمه ننجي با يك حرف "ن" نوشته شده است و حرف ديگر بالاي كلمه قرار گرفته است. و اگر اينطور نبود كليه روابط بالا به هم ميخورد.اين خود به تنهايي براي اثبات الهي بودن رسم الخط قرآن كافي است.

جالب است كه اين آيه 38(
19*2) حرف دارد و مقدار ابجد آن هم 2983 (19*157) است و اين خود نشانه اي ديگر در مورد عجيب بودن اين آيه است.

آيا در الهي بودن رسم الخط قرآن شكي باقي مانده است!!!

+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 14:24 توسط مالکی |

 

        

                 نوزده آيه اولي و آخري

حرف "ن" يكي از حروف مقطعه مهم است كه در آيه 68:1 ذكر شده است. جالب است كه خداي مهربان بعد از حرف "ن" به قلم اشاره ميكند و اين خود نشان ميدهد كه حرف نون نوشتار و رسم الخط قرآن را تاييد ميكند و به جمع آوري قرآن اشاره دارد. حالا بياييد 19 آيه اولي قرآن را در نظر بگيريم و همچنين نوزده آيه آخري را .

1- در نوزده آيه اولي (1:1 تا 2:12) 57 عدد حرف "ن" داريم.57 يعني 3*
19

2- در نوزده آيه آخري (114:6 تا 111:2)
19 حرف "ن" داريم.

اين نشانه اي ديگر از طراحي رياضي قرآن.

+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 14:21 توسط مالکی |

                               

 

          تعداد الله و تعداد نون


تعداد كلمات الله و حرف "ن"را در نظر بگيريد اينبار بياييد حساب كنيد ببينيم چند آيه تعداد الله و تعداد "ن" در آنها با هم برابر است. در اين مورد دقيقا 133 (19*7) آيه داريم.

مثل آيه 4:100 كه چهار نون و چهار الله دارد.

[4:100] وم
ن يهاجر في سبيل الله يجد في الارض مرغما كثيرا وسعة ومن يخرج من بيته مهاجرا الى
الله ورسوله ثم يدركه الموت فقد وقع اجره على الله وكان الله غفورا رحيما

ليست آن 133 آيه كه تعداد الله هاي آن برابر با تعداد "ن" است.
==================
[1:1],[1:2],[2:202],[2:205],[2:206],[2:225],[2:251],[2:268],[3:5],
[3:18],[3:34],[3:51],[3:74],[3:98],[3:108],[3:129],[3:132],[3:163],
[3:182],[4:39],[4:100],[4:106],[4:110],[5:38],[5:74],[5:96],[5:97],
[5:98],[5:100],[5:120],[6:3],[6:62],[6:149],[7:140],[7:190],[8:13],
[8:23],[8:51],[8:68],[8:69],[9:27],[9:39],[9:97],[9:106],[10:25],
[10:58],[10:64],[10:82],[10:109],[11:41],[11:123],[12:19],[12:92],
[12:95],[13:15],[13:39],[14:39],[14:51],[15:69],[17:92],[18:1],
[18:38],[18:44],[19:36],[20:8],[20:61],[20:98],[22:10],[22:76],
[24:14],[24:52],[26:89],[26:108],[26:110],[26:126],[26:131],
[26:144],[26:150],[26:163],[26:179],[27:59],[28:70],[28:88],
[30:11],[31:9],[31:22],[31:26],[33:27],[37:40],[37:74],[37:96],
[37:126],[37:128],[37:160],[37:182],[39:4],[39:14],[39:44],[40:4],
[40:44],[40:45],[42:10],[42:19],[42:24],[43:64],[45:8],[45:27],
[45:36],[47:21],[48:7],[48:9],[49:8],[49:18],[52:43],[59:4],[59:22],
[59:24],[64:13],[64:17],[65:3],[65:10],[70:3],[71:13],[76:11],[79:25],
[84:23],[85:20],[87:7],[95:8],[96:14],[98:2],[104:6],[110:1]

جالب است كه آيه 9:129 داراي يك نون و يك الله است و اگر اين آيه را جزو آيات قرآن به حساب آوريم در آن صورت آياتي كه تعداد نون و الله در آن برابرند مساوي 134 خواهد شد و بر 19 بخش پذير نخواهد بود.

حديث 9:129 :
فا
ن تولوا فقل حسبي الله لا اله الا هو عليه توكلت و هو رب العرش العظيم

آيا باز هم ميگوييد قرآن خرافات است؟!!!

+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 14:20 توسط مالکی |

                                

 

                      يك نون و يك الله

حال آياتي را در نظر بگيريد كه حاوي يك حرف "ن" و يك كلمه "الله" هستند.
در اين حالت
95 آيه داريم. 95 يعني 19*5

آن 95 آيه:
================================
[1:1],[1:2],[2:202],[2:205],[2:206],[3:5],[3:18],[3:34],
[3:51],[3:74],[3:132],[3:182],[5:96],[5:100],[5:120],[6:3],
[6:62],[6:149],[7:140],[7:190],[8:23],[8:51],[8:68],[9:39],
[10:25],[10:58],[10:64],[10:82],[10:109],[11:41],[11:123],
[12:19],[12:92],[12:95],[13:15],[13:39],[14:39],[15:69],
[17:92],[18:1],[18:38],[18:44],[19:36],[20:8],[20:61],
[20:98],[22:10],[22:76],[24:14],[26:89],[26:108],[26:110],
[26:126],[26:131],[26:144],[26:150],[26:163],[26:179],
[28:70],[28:88],[30:11],[31:9],[33:27],[37:40],[37:74],
[37:96],[37:126],[37:128],[37:160],[37:182],[39:14],
[39:44],[40:4],[40:45],[42:19],[43:64],[45:8],[45:27],
[45:36],[47:21],[48:9],[59:22],[59:24],[70:3],[71:13],
[76:11],[79:25],[84:23],[85:20],[87:7],[95:8],[96:14],
[98:2],[104:6],[110:1]

+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 14:19 توسط مالکی |

         

       

                          الياسين در قرآن

يكي از كلماتي كه به طور عجيبي ذكر شده است كلمه الياسين است.

[37:130] سلم على ال ياسين

اين كلمه به جاي كلمه الياس (نام يكي از پيامبران خدا )به كار رفته است و سالها فكر مفسرين را به خود مشغول كرده بود كه چرا خدا به جاي الياسين از خود الياس استفاده نكرده است و شكل كلمه را به اين صورت عوض كرده است؟

اما در قرن كامپيوتر همه چيز مشخص شد . همانطور كه ميدانيم سوره 36 با حروف مقطعه "يس" شروع ميشود و جالب است كه تعداد "ي" و "س" در سوره 36 مساوي 285 است يعني
19*15.


1- آيه 37:130 با حرف "س" شروع ميشود و با "ن" خاتمه ميابد. حال در كل قرآن كل آياتي را در نظر بگيريد كه با حرف "س" شروع و به "ن" خاتمه يابند. جالب است كه در اين حالت 19 آيه داريم. واقعا همه ستايشها مخصوص خداي يكتاست. در اينجا ديگر آدم مطمئن ميشود كه اين كتاب ساخت خداي متعال است و از قدرت بشر خارج است.

آن 19 آيه:
===========================
[3:151],[5:42],[6:148],[7:146],[7:177],[9:95],[23:85],[23:87],
[23:89],[24:1],[36:36],[37:79],[37:120],[37:130],[37:159],
[37:180],[43:82],[55:31],[63:6]
===========================

2- با توجه به اينكه حروف مقطعه "يس" نقش مهمي در قرآن دارد. آيه 37:130 داراي سه حرف "ي" و دو حرف "س" است.حال آياتي را حساب كنيم كه داراي سه حرف "ي" و دو حرف "س" باشند:
خيلي جالب است در اين حالت دقيقا
114 آيه داريم. يعني 19*6.

ليست آن 114 آيه:
===========================
[2:65],[2:112],[2:119],[2:199],[2:223],[2:280],[3:12],
[3:162],[4:4],[4:5],[4:130],[4:148],[6:5],[6:43],[6:44],
[6:62],[7:42],[7:56],[7:96],[7:133],[7:168],[7:177],
[7:192],[8:59],[8:61],[9:41],[9:50],[9:54],[9:112],[9:125],
[10:30],[10:38],[10:42],[11:21],[11:77],[11:82],[12:29],
[12:34],[12:73],[15:11],[15:32],[15:74],[15:85],[16:1],
[16:10],[16:62],[16:88],[17:100],[18:6],[18:25],[19:51],
[19:54],[20:21],[20:36],[20:57],[20:134],[21:3],[21:23],
[21:43],[21:85],[21:101],[22:47],[23:62],[23:110],[25:33],
[25:37],[26:6],[26:156],[27:5],[27:17],[27:72],[28:55],
[29:2],[29:34],[30:53],[31:25],[32:7],[32:9],[32:14],[32:27],
[33:62],[33:72],[34:11],[34:34],[36:14],[36:67],[37:130],
[38:10],[38:48],[40:64],[41:33],[43:19],[43:37],[43:85],
[46:3],[47:22],[48:13],[51:47],[53:40],[55:39],[57:1],[63:1],
[63:2],[67:16],[72:13],[72:16],[72:23],[76:2],[76:17],
[76:26],[77:27],[79:35],[83:2],[87:8]
===========================

3- جالب است كه اسم پيامبر الياس در كل قرآن در سه آيه ذكر شده است.
آن سه آيه :6:85 , 37:123 , 37:130

حال شماره آيات و شماره سوره هاي اين سه مورد را با هم جمع ميكنيم پس داريم:
6+85+37+123+37+130 =418 (19*22)

الله اكبر !!!

در اينجا نتيجه ميگيريم كه خداي مهربان عمدا بعضي كلمات را در قرآن عجيب به كار برده است تا كه توجه ما را به رابطه رياضي آن جلب كند. سپاس براي خداي يكتا و مهربان كه قرآن اعجاب انگيز را براي ما باقي گذاشته است. مطمئنا در قرن كامپيوتر حرفي براي گفتن نميماند زيرا اگر تمام كامپيوترهاي دنيا را هم استخدام كنيد خلق چنين روابطي غير ممكن است.

+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 14:17 توسط مالکی |

                   

              

                    موسی وهارون 

قرآن پر است از داستانهاي گذشتگان و پيامبران. كتاب مقدس داراي تركيبات عددي از عدد 7 است كه نشان دهنده آن است كه قرآن تصديق كننده آن كتابهاست. براي اينكه ايمان بياوريد كه خدا واقعا خارق العاده قرآن را طراحي نموده است بياييد به يكي از تركيبات بپردازيم:

آيه زير را در نظر بگيريد:

[10:75] ثم بعثنا من بعدهم موسى وهرون الى فرعون وملايه بءايتنا فاستكبروا وكانوا قوما مجرمين

همانطور كه ميبينيد تركيب
"موسي و هرون" استفاده شده است. جالب است كه در هفت آايه دقيقا تركيب "موسي و هرون" استفاده شده است.

آن هفت مورد:

[10:75],[21:48],[26:48],[37:114],[37:120],[6:84],[7:122]

اما در يك آيه ديگر به جاي
"موسي و هرون" از "هرون و موسي" استفاده شده است و اين فقط به خاطر رعايت كردن تركيبات هفت تايي است. اين ما را به ياد كتاب مقدس كه بر موسي و هرون نازل شده است مي اندازد و در واقع كتاب قرآن تصديق كننده كتابهاي پيشين است.

آن آيه :20:70

[20:70] فالقي السحرة سجدا قالوا ءامنا برب
هرون وموسى

+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 14:14 توسط مالکی |

                                  

                      در مورد کلمه يس

حرف مقطعه "يس" كه در اول سوره 36 نقل شده است نقش مهمي را در قرآن ايفا ميكند و خود مقاله مفصلي ميخواهد.

1- مثلا تعداد حرف "ي" و "س" در سوره 36 كه با حروف مقطعه "يس" شروع ميشود 285 است.يعني 19*15.

2-اولين سوره اي كه بر پيامبر محمد نازل شد سوره 96 بود جالب است كه تعداد حروف "يس" در اين سوره 38 است. يعني 19*2.

3-در اكثر آيات قرآني تعداد حرف "ي" از تعداد حرف "س" بيشتر است اما بياييد اينبار آياتي را در نظر بگيريم كه تعداد حرف "س" از تعداد حرف "ي" در آنان بيشتر باشد. جالب است كه در اين حالت 133 آيه داريم . يعني 19*7.

آن 133 آيه:
====================================
[2:13],[2:22],[2:116],[2:131],[2:134],[2:141],[3:61],
[3:174],[4:22],[4:64],[4:79],[6:10],[7:6],[7:23],[7:34],
[7:75],[7:116],[9:80],[9:86],[10:21],[10:49],[10:77],
[10:80],[11:38],[12:77],[13:10],[14:32],[14:34],[14:47],
[14:51],[15:5],[15:18],[15:98],[17:7],[17:29],[17:36],
[17:61],[17:77],[17:83],[18:51],[18:88],[18:97],[20:8],
[20:70],[20:88],[20:129],[21:1],[21:12],[21:19],[21:32],
[21:41],[21:102],[23:12],[23:14],[23:43],[23:44],[23:67]
,[23:86],[25:11],[25:60],[26:182],[26:187],[27:46],
[32:8],[32:12],[32:18],[33:22],[33:29],[33:67],[34:30],
[37:26],[37:171],[37:177],[38:33],[38:39],[39:48],
[40:55],[40:57],[40:70],[40:71],[41:49],[43:21],[43:45],
[43:54],[43:61],[43:82],[43:89],[44:53],[45:22],[48:9],
[50:16],[50:40],[51:18],[51:25],[51:34],[52:44],[53:39],
[54:46],[55:33],[56:26],[56:74],[56:96],[59:19],[67:11],
[68:16],[69:32],[69:52],[70:1],[71:9],[71:15],[71:16],
[72:8],[72:14],[73:15],[74:26],[74:38],[74:42],[75:3],
[76:4],[76:21],[78:20],[79:28],[81:17],[83:26],[84:8],
[87:1],[91:7],[91:13],[92:10],[94:5],[94:6],[95:5],[103:2]
====================================

4- سوره 36 كه با حروف مقطعه "يس" شروع ميشود را در نظر بگيريد اينبار بياييد در اين سوره كل آياتي را در نظر بگيريم كه هم "ي" دارند و هم "س" دارند.حال شماره اين آيات را باهم جمع كنيم در اين حالت داريم:

1+ 3+ 4+ 9+10+13+14+16+18+19+20+ 21+ 25+ 28+30+ 36+ 37+ 38+40+ 50+
51+ 52+ 54+ 58+ 61+ 65+ 66+ 67+ 68+ 75+76+77+ 78+ 81+ 83 =1444(
19*76)!!



5- حال در كل قرآن تمام آياتي را در نظر بگيريد كه داراي "ي" و همچنين داراي "س" هستند و شماره آيه فاكتوري از 19 است مثل آيه 19 و 38 و 57 و 76 و ....

جالب است كه در اين حالت
152 آيه داريم و 152 يعني 19*8.

آن 152 آيه:
===================================

[2:19],[2:57],[2:114],[2:133],[2:171],[2:190],[2:228],
[2:247],[2:285],[3:19],[3:38],[3:114],[3:133],[3:152],
[3:171],[3:190],[4:19],[4:38],[4:57],[4:76],[4:95],
[4:114],[4:133],[4:152],[4:171],[5:19],[5:38],[5:76],
[5:95],[5:114],[6:57],[6:133],[6:152],[7:19],[7:38],
[7:57],[7:76],[7:95],[7:133],[7:152],[8:19],[8:38],
[9:19],[9:38],[9:95],[9:114],[10:19],[10:38],[10:57],
[10:76],[10:95],[11:19],[11:38],[11:57],[11:114],
[12:19],[12:38],[12:76],[13:38],[14:19],[14:38],[15:19],
[15:57],[15:76],[15:95],[16:19],[16:38],[16:57],[16:76],
[17:19],[17:38],[17:57],[17:76],[17:95],[18:19],[18:57],
[18:76],[19:19],[19:38],[20:19],[20:57],[20:95],[21:19],
[21:76],[22:19],[23:76],[24:38],[24:57],[25:19],[25:38],
[25:57],[25:76],[26:38],[26:95],[26:152],[27:19],
[27:38],[27:76],[28:19],[28:38],[28:76],[29:19],[29:38],
[29:57],[30:38],[30:57],[33:19],[33:38],[33:57],[34:19],
[34:38],[35:19],[35:38],[36:19],[36:38],[36:76],[37:114],
[37:133],[37:171],[38:57],[39:38],[40:38],[40:57],
[40:76],[41:38],[42:38],[43:19],[43:38],[44:19],[44:38],
[47:19],[47:38],[50:19],[50:38],[51:19],[51:38],[52:38],
[54:19],[55:76],[56:76],[57:19],[58:19],[59:19],[67:19],
[73:19],[74:38],[75:38],[76:19],[80:38],[81:19],[82:19],[87:19]
===================================

6- حال بياييد ببينيم در سوره هاي مقطعه دار چند آيه داريم كه داراي حرف "ي" و "س" هستند و همچنين شماره آيات آن هم فاكتوري از 19 است:
خيلي جالبتر اين است كه در اين حالت هم
76 آيه داريم.يعني 19*4.

آن 76 آيه :
====================================
[2:19],[2:57],[2:114],[2:133],[2:171],[2:190],[2:228],
[2:247],[2:285],[3:19],[3:38],[3:114],[3:133],[3:152],
[3:171],[3:190],[7:19],[7:38],[7:57],[7:76],[7:95],[7:133],
[7:152],[10:19],[10:38],[10:57],[10:76],[10:95],[11:19],
[11:38],[11:57],[11:114],[12:19],[12:38],[12:76],[13:38],
[14:19],[14:38],[15:19],[15:57],[15:76],[15:95],[19:19],
[19:38],[20:19],[20:57],[20:95],[26:38],[26:95],[26:152],
[27:19],[27:38],[27:76],[28:19],[28:38],[28:76],[29:19],
[29:38],[29:57],[30:38],[30:57],[36:19],[36:38],[36:76],
[38:57],[40:38],[40:57],[40:76],[41:38],[42:38],[43:19],
[43:38],[44:19],[44:38],[50:19],[50:38]
====================================


مگر ممكن است كه اينها همه اش شانسي باشد!!!
+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 14:11 توسط مالکی |

                 
            بزرگترين و كوچكترين آيه

بزرگترين و كوچكتريم آيه قرآن را در نطر بگيريم. همانطور كه ميدانيم بزرگترين آيه قرآن 2:282 است كه داراي 549 حرف است و همچنين كوچكترين آيه قرآن 36:1 است كه شامل 2 حرف است.حال تعداد حروف بزرگترين آيه و كوچكترين آيه قرآن را باهم جمع ميكنيم :
549+2=551
551=
19*29
نوزده كه مضرب مشترك قرآن است و 29 هم تعداد حروف عربي است كه قرآن از آن حروف تشكيل شده است.آيا اين تصادفي است؟!!

+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 14:7 توسط مالکی |

                                  

                 

                        شصت و شش آيه اولي

مقدار ابجد كلمه الله 66 (1+30+30+5) است. حال بياييد 66 آيه از اول قرآن را در نظر بگيريم. در اين حالت آيه 59 سوره بقره 66مين آيه قرآن است. جالب است كه در اين 66 آيه 19 كلمه الله وجود دارد.آيا اين تصادفي است؟!!

+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 14:6 توسط مالکی |

                      

                                        حرف (ب) و کلمه بكه

يكي از كلماتي كه خيلي عجيب در قرآن ذكر شده است كلمه "بكه" است.

[3:96] ان اول بيت وضع للناس للذي
ببكة مباركا وهدى للعلمين

سوالي كه پيش ميايد اين است كه چرا خداي توانا به جاي مكه از بكه استفاده كرده است. در طول 1400 سال خيالبافيهاي زيادي براي اين مورد انجام گرفته است اما معجزه 19 مشخص كرد كه چرا به اين صورت استفاده شده است.حرف "ب" و حرف "م" از جمله تنها حروفي هستند كه لبهاي ما در حين تلفظ يكديگر را لمس ميكنند. به همين خاطر خداي مهربان از حرف ب بجاي ميم استفاده كرده است.

1- در آيه اي ديگر از اين كلمه به صورت مكه استفاده شده است:

[48:24] وهو الذي كف ايديهم عنكم وايديكم عنهم ببطن مكة من بعد ان اظفركم عليهم وكان الله بما تعملون بصيرا

جالب است كه مجموع شماره و شماره سوره اين دو آيه بر
19 بخش پذير است:

3+96+48+24=171 (
19*9)!!

2- اگر به آيه زير نگاه كنيم در كلمه " ببكة " دو تا حرف "ب" بغل هم داريم يعني : "بب"

[3:96] ان اول بيت وضع للناس للذي
ببكة مباركا وهدى للعلمين

حال بياييد كل مواردي را در نظر بگيريم كه در آن دو حرف "ب" و يا دو حرف "م" بغل هم آمده باشد (با فاصله و بيفاصله)

الف : تعداد دبلميم (مم) 209 است.

مثل : [2:23] وان كنتم في ريب
مما نزلنا على عبدنا فاتوا بسورة من مثله وادعوا شهداءكم من دون الله ان كنتم صدقين

ب- تعداد دبلميم با فاصله (م م) 1021 است.

مثل : [2:10] في قلوبه
م مرض فزادهم الله مرضا ولهم عذاب اليم بما كانوا يكذبون

ج- تعداد دبلباء (بب) 64 است.

مثل : [2:73] فقلنا اضربوه
ببعضها كذلك يحي الله الموتى ويريكم ءايته لعلكم تعقلون

د- تعداد دبلباء با فاصله (ب ب) 74 است.

مثل: [2:175] اولئك الذين اشتروا الضللة بالهدى والعذا
ب بالمغفرة فما اصبرهم على النار

حال اين چهار مورد را با هم جمع كنيم داريم :

209+1021+64+74=1368(
19*72)

آيا اين ميتواند تصادفي باشد؟!!

3- آيه 3:96 كه كلمه بكه در آن استفاده شده است با الف شروع ميشود و با نون خاتمه ميابد. حال كل آياتي را در نظر بگيريد كه با حرف الف شروع و با نون خاتمه ميابند جالب است كه در اين آيات 2698 (19*142) حرف ميم داريم.و اين دقيقا تعداد كل كلمات الله در كل قرآن است.براي جزئيات اين آيات به لينك زير مراجعه شود :

                                                http://godisone.6te.net/mim.zip           

4- آيه اي كه كلمه بكه در آن ذكر شده است در سوره 3 آمده است جالب است كه اين سوره داراي 1824 (19*96) حرف "ب" و حرف "م" است.

5- حرف "ب" و "م" ارتباط نزديكي با هم دارند به همبن خاطر خداي مهربان در كلمه بكه بجاي ميم از ب استفاده كرده است. حال بياييد 19 آيه اولي براي كل سوره ها را در نظر بگيريد در اين آيه ها 9405 (19*495) حرف ب و ميم داريم.

اين خود نشان ميدهد كه چرا خداي مهربان به جاي مكه از بكه استفاده كرده است زيرا كه ميخواهد توجه مارا به سيستم فوق بشري قرآن جلب كند. و اين خود ثابت ميكند كه قرآن از طريق الهي حفاظت شده است و تنها كتابي است كه ميتوان به آن اعتماد كرد.


+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 13:59 توسط مالکی |

          

                          در مورد حرف قاف

 حرف مقطعه قاف نوزدهمين حرف در سيستم ابجد است و در اوايل دو سوره 42 و 50 آمده است.اين حرف نقش عجيبي را در قرآن ايفا ميكند.

[42:2] ع. س.
ق.
[50:1]
ق والقرءان المجيد

حالا خواص مربوط به قاف را بررسي ميكنيم:

1- در سوره 50 تعداد حرف قاف 57 (19*3) است.

2- در سوره 42 هم تعداد حرف قاف 57 (19*3) است.

3- حالا كل سوره هايي را در نظر بگيريد كه شماره سوره فاكتوري از 19 است در اين حالت 6 سوره داريم : 19,38,57,76,95,114
جالب است كه تعداد قاف در اين شش سوره مساوي 228 (
19*12) است

4- حالا در تمام قرآن كل آياتي را در نظر بگيريد كه شماره آيه در آن 19 است مثل 2:19 و 3:19 و 4:19 و ....
جالب است كه در اين حالت 76 (
19*4) حرف قاف داريم.

5- حال در تمام قرآن كل آياتي را در نظر بگيريد كه شماره آيه 19 و يا فاكتوري از نوزده باشد مثل 2:19 و 2:38 و 2:57 و ....
جالب است كه در اين حالت 323‌ (
19*17) حرف قاف داريم.

6- حال در تمام قرآن كل آياتي را در نطر بگيريد كه شماره آيه به اضافه شماره سوره فاكتوري از 19 است مثل : 20:75 كه 20+75=95=19*5
جالب است كه در اين حالت 228 (
19*12) حرف قاف داريم.

7- ميدانيم كه كلا 29 سوره مقطعه دار وجود دارد. حال تعداد آياتي كه در اين سوره ها يك حرف قاف دارند را در نظر بگيريد در اين حالت 1824 (19*96) حرف قاف داريم.

8- همانطور كه ميدانيم حرف مقطعه قاف در اوايل سوره هاي 42 و 50 ذكر شده است.


[42:1] حم
[42:2] ع. س. ق.
[50:1] ق والقرءان المجيد

با اين وصف حروف گروه قاف عبارت است از :
ح م ع س ق
حال در تمام قرآن آياتي را در نظر بگيريد كه همه حرفهاي گروه قاف را دارند در اين آيه ها 2432‌ (
19*128) حرف قاف داريم.

9- در 29 سوره مقطعه دار آياتي را در نظر بگيريد كه شماره آيه فاكتوري از 19 است و داراي تمام حروف گروه قاف هستند در اين حالت 57 (19*3) حرف قاف داريم.

10- اينبار در 29 سوره مقطعه دار سوره هايي را در نظر بگيريد كه شماره سوره فاكتوري از 19 است و داراي تمام حروف گروه قاف هستند در اين حالت 38 (19*2) حرف قاف داريم.

11- همانطور كه ميدانيم حرف مقطعه قاف در اوايل سوره هاي 42 و 50 ذكر شده است حال كل آيات از اول سوره 42 تا آخر سوره 50 را در نظر بگيريد. در اين حالت 114 (19*6) آيه وجود دارد كه فقط يك حرف قاف دارند.

12- همه ميدانيم كه قرآن 114 سوره است چون 114 زوج است پس نميتوان سوره وسطي قرآن را مشخص كرد در اين حالت دو سوره وسطي قرآن معنا دارد. سوره هاي 57 و 58 سوره هاي وسطي قرآن هستند.
خيلي جالب است كه در اين دو سوره وسطي 76 (
19*4) حرف قاف داريم.

13- حال آياتي را در نظر بگيريد كه شماره آيه فاكتوري از 19 است و داراي فقط يك كلمه الله هستند در اين حالت 76 (19*4) حرف قاف داريم.

آيا هيچ وجداني بيداري ميتواند اين روابط را به شانس نسبت دهد !!!؟
آيا اين روابط از نظر عقل سليم ميتواند شانسي باشد؟!!!
با اين وصف ميتوان نتيجه گرفت كه كتاب خدا قرآن كاملترين كتاب و دقيقترين كتاب موجود است و سيستم رياضي فوق بشري آن از عهده بشر خارج است.

+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 13:54 توسط مالکی |

               

                                     

                        در مورد حرف صاد

حرف مقطعه صاد در اوايل سه سوره ذكر شده است يعني اوايل سوره هاي 7 و 19 و 38.

[7:1] الم
ص
[19:1] كهيع
ص
[38:1]
ص والقرءان ذي الذكر

1- در سوره 7 تعداد صاد 97 است.
در سوره 19 تعداد صاد 26 است.
در سوره 38 تعداد صاد 29 است.

حال مجموع تعداد صاد در سه سوره :

97+26+29 =152 (
19*8) !

2- مجموع تعداد صاد در كل قرآن برابر با (19*109) 2071است .

جالب است كه در 29 سوره مقطعه دار تعداد صاد (
19*52) 988است و در سوره هاي غير مقطعه تعداد صاد (19*19*2) 1083 است.در هر دو گروه تعداد صاد بر 19 بخش پذير است.

3- همچنين ما ميدانيم كه حرف مقطعه صاد در اوايل سه سوره ذكر شده است و همراه با 7 حرف مقطعه ديگر آمده است پس حروف گروه صاد عبارتند از : ا ل م ك ه ي ع ص
جالب است كه مقدار ابجد اين 8 حرف مساوي (
19*14 ) 266 است.

4- حال 29 سوره مقطعه دار را در نظر بگيريد در اين حالت آياتي را در نظر بگيريد كه داراي تمام 8 حرف گروه صاد هستند در اين حالت 456 آيه داريم و ميدانيم كه : 456 = 19*24 = 3*152 = 8*19*3 است.

آيا اين اتفاقي است!!

5- حرف مقطعه صاد سه بار در اوايل سوره هاي 7 و 19و 38 ذكر شده است حال بياييد آياتي را در نظر بگيريم كه داراي سه تا صاد هستند. خيلي جالب است كه در اين حالت 57 (19*3) آيه داريم.

مثل آيه 61:4 كه داراي سه صاد است :

[61:4] ان الله يحب الذين يقتلون في سبيله
صفا كانهم بنين مرصوص

ليست آن 57 آيه كه داراي سه تا صاد هستند :
======================================
[2:19],[2:62],[2:153],[2:177],[2:265],[2:266],[3:81],[3:152],[3:154],
[3:165],[4:7],[4:90],[4:102],[4:103],[4:128],[4:146],[5:5],[5:45],
[5:69],[5:71],[6:46],[6:125],[6:136],[6:157],[7:47],[9:5],[9:40],
[9:50],[9:103],[11:89],[12:3],[12:18],[12:51],[17:12],[17:80],[22:17],
[22:19],[22:35],[22:78],[24:43],[28:18],[28:25],[29:45],[31:14],
[31:17],[35:37],[41:16],[52:16],[58:8],[59:9],[59:12],[59:20],[61:4],
[64:3],[68:17],[73:20],[90:17]
======================================

6- در سوره 38 بعد از حرف صاد به كلمه "الذكر" اشاره شده است و اين نشان ميدهد كه صاد با "الذكر" رابطه تنگاتنگي دارد.

[38:1] ص والقرءان ذي الذكر

آن چيزي كه به پيامبر محمد نازل ميشد ( يعني قرآن ) به عنوان "الذكر" نام برده شده است.

[15:6] وقالوا يايها الذي نزل عليه الذكر انك لمجنون

با اين وصف حروف الذكر عبارتند از : ا ل ذ ك ر

حالا تمام آياتي را در نظر بگيريد كه حروف الذكر در آنان موجود است و همچنين داراي حرف صاد هم هستند . در اين حالت دقيقا 703 (
19*37) آيه داريم.
نكته اي كه قابل توجه است اين است كه در دو آيه خداي مهربان به جاي ذكر از دكر (با دال) استفاده كرده است و اگر غير از اين بود رابطه بالا به هم ميريخت و تعداد آيات 705 ميشد و بر
19 بخش پذير نبود .

آن دو آيه كه در آنان به حاي ذكر از دكر استفاده شده است:

[54:51] ولقد اهلكنا اشياعكم فهل من
مدكر

[54:15] ولقد تركنها ءاية فهل من
مدكر

7- همانطور كه گفتيم حرف مقطعه صاد در اول سه سوره ذكر شده است.حال بياييد تعداد صاد را در سوره هايي حساب كنيم كه شماره سوره فاكتوري از سه است. در اين حالت ( 19*36 ) 684 صاد داريم.

همچنين در كل قرآن 38(19*2) سوره داريم كه شماره سوره فاكتوري از 3 است.

آن 38 سوره :
============================
3, 6, 9,12,15,18, 21,24,27,30,33,36,39,42,45,48,51,54,57, 60,63,
66,69,72,75,78, 81, 84,87, 90, 93, 96, 99,102,105,108, 111,114
============================

8- سوره 19 با "كهيعص" شروع ميشود. حال تعداد هركدام از اين 5 حرف را در سوره 19 حساب ميكنيم:

تعداد كاف 137 است.
تعداد هاء 175 است.
تعداد يا 343 است.
تعداد عين 117 است.
تعداد صاد 26 است.

جمع اينها :

137+175+343+117+26 = 798 (
19*42) !!!

آيا اينها همه اتفاقي است و بر حسب شانس بوجود آمده است!!!؟

9- در سوره مريم بعد از حرف صاد خداي مهربان به بنده خوبش ذكريا اشاره ميكند:

[19:2] ذكر رحمت ربك عبده زكريا

حروفي كه اين آيه را تشكيل ميدهند عبارتند از : ا ب د ه ز ح ي ك م ع ر ت ذ

اولا : آيه 19:2 داراي
19 حرف است.

ثانيا : مقدار ابجد آيه مساوي (
19*111) 2109 است

ثالثا : تعداد 228 (
19*12) آيه در كل قرآن وجود دارد كه تمام حروف 19:2 در آنان موجود است.

آن 228 آيه :
=====================================
[2:25],[2:60],[2:83],[2:85],[2:91],[2:96],[2:102],[2:105],[2:177]
,[2:213],[2:214],[2:228],[2:231],[2:233],[2:235],[2:251],[2:259]
,[2:260],[2:277],[3:7],[3:8],[3:14],[3:15],[3:37],[3:152],[3:153],
[3:154],[3:155],[3:156],[3:164],[3:198],[4:1],[4:12],[4:47],[4:56]
,[4:59],[4:60],[4:90],[4:91],[4:140],[4:173],[5:3],[5:12],[5:31],
[5:33],[5:41],[5:44],[5:45],[5:49],[5:54],[5:83],[5:95],[5:101],
[5:104],[5:112],[5:118],[5:119],[6:7],[6:31],[6:84],[6:91],[6:92]
,[6:93],[6:99],[6:112],[6:140],[6:141],[6:143],[6:146],[6:151],
[6:152],[6:157],[7:27],[7:31],[7:32],[7:40],[7:43],[7:49],[7:57],
[7:69],[7:85],[7:152],[7:156],[7:157],[7:160],[7:189],[8:49],[9:5]
,[9:29],[9:30],[9:40],[9:55],[9:72],[9:100],[9:111],[9:117],[9:127]
,[10:4],[10:5],[10:24],[10:27],[10:28],[10:64],[10:88],[10:90],
[10:98],[11:8],[11:12],[11:84],[12:40],[12:47],[12:51],[12:65],
[12:100],[13:4],[13:17],[13:22],[13:23],[13:31],[13:36],[13:37],
[14:1],[14:21],[14:37],[16:2],[16:30],[16:64],[16:65],[16:71],
[17:15],[17:60],[18:16],[18:19],[18:21],[18:28],[18:45],[18:82]
,[18:102],[19:2],[19:37],[19:76],[20:40],[20:113],[21:103],
[21:105],[22:5],[22:30],[22:34],[22:40],[22:78],[24:2],[24:6],
[24:21],[24:28],[24:31],[24:43],[25:32],[25:68],[27:60],[28:15]
,[28:82],[30:21],[30:24],[30:27],[31:6],[31:23],[31:34],[33:4],
[33:20],[33:24],[33:37],[33:51],[33:53],[33:59],[34:6],[34:19],
[34:23],[35:6],[35:8],[35:10],[35:18],[38:22],[39:3],[39:6],
[39:23],[39:73],[40:5],[40:8],[40:34],[41:12],[41:28],[41:30],
[41:39],[42:15],[42:17],[42:23],[42:26],[43:35],[45:30],[45:35]
,[46:15],[46:20],[46:26],[47:2],[47:4],[48:4],[48:18],[48:25],
[48:29],[50:11],[57:9],[57:12],[57:16],[57:20],[58:5],[58:11],
[59:23],[60:12],[61:12],[64:9],[65:11],[65:12],[66:3],[66:8],
[73:20],[74:31],[98:5],[98:8]
========================================

آيا اين روابط ميتواند شانسي باشد و بر حسب اتفاق بوجود آمده باشد.خداي مهربان را سپاس كه با دلايل محكمش در قرآن كيد ساحران و كتب حديث را باطل ميكند.مطمئنا كساني كه به خاطر دلبستگيهاي فرقه اي بر عليه معجزه قرآن قد علم ميكنند طعم كفران نعمت و آيت خدا را خواهند چشيد.

+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 13:52 توسط مالکی |

                       

                                         

                            اولين و آخرين سوره نازل شده

اولين سوره اي كه بر پيامبر نازل شد سوره علق (96) بود و همچنين آخرين سوره كه بر پيامبر نازل شد سوره نصر (110) بود.

موارد جالبي در اين دو سوره يافت ميشود:

1- سوره 96 كه اولين سوره نازل شده بر پيامبر بود داراي 19 آيه است.

2- سوره 96 داراي 38 (2*19) حرف "يس" است.

3- سوره 96 در كل داراي 285 (19*15) حرف است.

4- همانطور كه ميداني كلمه قرآن با قاف شروع شده و با نون خاتمه ميابد پس بياييد دو حرف قاف و نون را در نظر بگيريم جالب است كه مجموع اين دو حرف در سوره هاي 96 و 110 در كل 38 (19*2) است.

5- جالب است كه كلمه اسم" در اولين آيه سوره علق با يك الف اضافي نوشته شده است و اين در حالي است كه در ساير جاهاي ديگر بصورت "بسم" نوشته شده است زيرا در صورت عدم رعايت اين مورد تعداد حروف سوره 96 بر نوزده بخشپذير نبود. در حالي كه اين آيه در غار حرا بر پيامبر نازل شده است و اين نشان ميدهد كه قرآن كتاب آسماني با دستهاي خود پيامبر نوشته شد.زيرا در واقع اگر پيامبر سواد نداشت از كجا ميدانست كه كلمه باسم در اين آيه بايد بصورت الف دار نگارش شود.

6- پنج آيه اولي كه بر پيامبر نازل شد (96:1 تا 96:5) داراي 76 (19*4) حرف است.

7- سوره 96 از آخر قرآن نوزدهمين سوره است.

8- آخرين سوره يعني سوره 110 داراي 19 كلمه است.

9- اگر مقدار ابجد كل سوره 110 (آخرين سوره نازل شده) را حساب كنيم 6124 بدست ميايد. اگر اين عدد را با شماره سوره جمع كنيم در آن صورت 6124+110=6234 بدست ميايد كه تعداد آيه هاي شماره گذاري شده قرآن را نشان ميدهد و اين نشان ميدهد كه خدا با استفاده از كد آخرين سوره نازل شده تعداد واقعي آيات قرآن را هم به ما نمايانده است.

+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 13:46 توسط مالکی |

             

                         

                        اولين و آخرين سوره نازل شده

اولين سوره اي كه بر پيامبر محمد نازل شد سوره 96 است كه داراي 19 آيه است و همچنين آخرين سوره اي كه نازل شد سوره 110 است كه داراي 3 آيه است.حال بياييد اين اعداد را باهم جمع كنيم.

96+19+110+3=228 = 19*12=2*114

همانطور كه ميبينيد سرتاسر قرآن پر از
19 است
+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 13:39 توسط مالکی |

سلام

دوستان عزيز ما در اين وبلاگ قصد داريم اعجاز و علوم قرآني را در اختيار علاقمندان قرار دهيم كه هم مورد استفاده علمي و هم عملي قرار گيرد

ما را در افزايش مطالب و يا معرفي منابع ياري بفرمائيد

 

+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 13:29 توسط مالکی |